قاعده فراغ وتجاوز - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٦٢ - ٦- اخبار و روايات
شيخ القميّين و وجه الأشاعره معرّفى مىكند؛ ولى توثيقى از او ذكر نمىكند. [١]
«عبداللَّه بن المغيرة»: عبداللَّه بن المغيرة، ابومحمّد البجلّى و از ثقات اماميّه است. [٢]
«اسماعيل بن جابر»: اسماعيل بن جابر الجُعْفى الخثعمى الكوفى است كه حديث اذان را روايت مىكند و از ثقات اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام مىباشد. [٣]
معنا و دلالت روايت: در اين روايت امام عليه السلام مىفرمايند: اگر مكلّف بعد از سجده در ركوع شكّ نمود، به شكّش اعتنا نكند و بنا را بر انجام آن بگذارد؛ و همينطور است در صورتى كه بعد از قيام و ايستادن در سجده شكّ كند. سپس امام عليه السلام در ذيل روايت يك ضابطه كلّى را ارائه داده و مىفرمايند: «هر چيزى كه در آن شكّ مىشود، در صورتى كه از محلّ آن گذشته و دخول در غير آن صورت گرفته باشد، بايد بگذرد و به آن شكّ اعتنا نكند».
در مورد اين روايت، ممكن است گفته شود: چون صدر روايت مربوط به ركوع و سجده و قيام نماز است، ذيل روايت را تخصيص مىزند و قرينه مىشود كه مراد از «كلّ شيء شكّ فيه»، «كلّ شيء من أجزاء الصلاة شكّ فيه» باشد؛ بنابراين، ضابطه ارائه شده در روايت به ديگر ابواب فقهى مربوط نمىشود. لكن همانطور كه در اصول مكرّر بيان شده است كه مورد مخصّص نمىشود، در ما نحن فيه نيز صدر روايت كه دو مورد از باب صلاة را بيان كرده است، نمىتواند مقيّد ذيل روايت واقع شود؛ در
[١]- ر. ك: احمد بن على نجاشى، رجال النجاشى، ص ٣٣٨، شماره ٩٠٥؛ سيّد ابوالقاسم موسوى خوئى، معجم رجال الحديث، ج ١٧، شمارههاى ١١٥٠٦ و ١١٥٠٧؛ لكن شهيد ثانى رحمه الله در شرح شرائع تصريح به وثاقت او مىكند- ر. ك: مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، ج ١٢، ص ٣١-؛ شيخ عبدالنبى جزائرى رحمه الله نيز بيان مىكند: با توجّه به قرائنى كه وجود دارد، توثيق محمّد بن عيسى بعيد نيست- ر. ك: حاوى الأقوال، ج ٢، ص ٢٤٢، شماره ٦٠٢-.
[٢]- نجاشي رحمه الله در ترجمه او مىنويسد: «... كوفي، ثقة ثقة، لا يعدل به أحد من جلالته ودينه وورعه، روى عن أبي الحسن موسى عليه السلام ...»- رجال النجاشى، ص ٢١٥، شماره ٥٦١-؛ كشّى رحمه الله نيز وى را از اصحاب اجماع مىشمارد- اختيار معرفة الرجال المعروف برجال الكشّى، ص ٥٩٩، شماره ١٠٥٠-.
[٣]- ر. ك: احمد بن على نجاشى، رجال النجاشى، ص ٣٢، شماره ٧١؛ محمّد بن حسن طوسى، رجال الطوسى، ص ١٢٤، شماره [١٢٤٦] ١٨؛ ابوعلى حائرى، منتهى المقال فى احوال الرجال، ج ٢، ص ٤٩، شماره ٣٣٧؛ سيّد ابوالقاسم موسوى خوئى، معجم رجال الحديث، ج ٣، ص ١١٥، شماره ١٣٠٢.