قاعده فراغ وتجاوز - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٣٧ - بررسى روايت موثّقهى بكير بن اعين
شرعى مطرح است- مثلًا مىگويد: «يشكّ في السجدة حين ما قام، يا شكّ في الركوع حين ما سجد و ...»- امّا در روايات مربوط به قاعده فراغ بحث اتمام عمل است- مثلًا مىگويد «بعد ما ينصرف من صلاته، يا بعد ما تفرغ من صلاته و ...»-؛ آيا اين تعبيرات واحد است؟ خير، چنين نيست؛ اصلًا تعبير واحدى در اين روايات نيست؛ حتّى بالاتر، در يك روايت مثل صحيحهى زراره كه مىگويد: «إذا كنت قاعداً على وضوئك فلم تدر أغسلت ذراعيك أم لا؟ فأعد عليها ... فإذا قمت من الوضوء وفرغت منه وقد صرت في حال اخرى في الصلاة أو ... لا شيء عليك فيه ...» [١] دو حكم متفاوت بيان مىشود؛ در يك روايت، دو تعبير متفاوت كه موضوع براى دو حكم است، آمده؛ لذا، وحدت سياق و تعبير به هيچ وجه قابل قبول نيست.
اشكال دوّم: از كلمات برخى از اهل نظر استفاده مىشود كه در قاعده تجاوز، ملاك شكّ در وجود است و تحقيق آن است كه شكّ در وجود به شكّ در صحّت بر مىگردد؛ يعنى عكس كلامى كه شيخ انصارى قدس سره فرموده است. توضيح اشكال اين است كه: هنگامى كه شكّ شود آيا يك جزء معيّنى موجود شده است يا خير، فرض آن است كه بقيّه اجزاء موجود است. بنابراين، با شكّ در آوردن آن جزء، در صحّت و عدم صحّت بقيّه اجزاء شكّ مىشود. بنابراين، شكّ در وجود به شكّ در صحّت بر مىگردد. به عبارت ديگر، چنانچه هنگام شكّ در وجود، متعبّد به وجود آن جزء شويم، اين تعبّد به وجود، به معناى تعبّد به صحّت بقيّه اجزاء است كه واقع شدهاند.
پاسخ اشكال دوّم: در جواب از اين اشكال، اوّلًا: در مباحث پيشين بيان نموديم: نه شكّ در صحّت به شكّ در وجود بر مىگردد و نه عكس آن درست است؛ بلكه اينها دو عنوان هستند كه هر كدام آثار مختلف دارند.
ثانياً: اين مطلب، با ظاهر روايات قاعده تجاوز سازگارى ندارد. به عنوان مثال: در روايتى كه سائل مىگويد: هنگام سجده شكّ كردم آيا ركوع را انجام دادهام يا نه؟
امام عليه السلام در جواب مىفرمايد: تو ركوع را انجام دادهاى. در اينجا امام عليه السلام به بقيّه
[١]. محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج ١، باب ٤٢ از ابواب الوضوء، ص ٤٦٩، ح ١.