در بارگاه نور - صديق، ناصر الدين - الصفحة ٢٨
استقلال در تأثير
دراينجا مقياس ديگرى نيز براى با ز شناسى توحيد از شرك مى توان بيان كرد وآّن اينكه هرگاه موجودى از نظر وجود، وايجاد مستغنى وبى نياز از غير خود باشد، وبه اصطلاح درقلمرو هستى وايجاد،« قيـوم» و قائم بالنفس باشد، مسلماً خضوع در برابر چنين موجودى عبادت خواهد بود، ولى هرگاه موجودى را از نظر وجود، قائم به خدا دانسته و تأثير وكار او را پرتوى از اذن الهى بينديشيم، در اين صورت هرنوع خضوع و خشوع، هرنوع توسل و درخواست، رنگ عبادت به خود نگرفته و معنى ديگرى پيدا خواهد كرد.
مشركان صدر اسلام، هرچند بتهاى خود را مخلوق خدا دانسته، وبه حكم توحيد در خالقيت، خالقى جز خدا نمى انديشيدند، ولى درگمان باطل آنان، آلهه وبتهاى آنها در فعل و تأثير، مستغنى از خدا بوده و گويا مى گفتند كه خدا كارها را به آنها تفويض كرده است، و آنها خود سرانه گناه مى بخشند، شفاعت مى كنند وحتى درتكوين، بى تأثير نيستند.
روى اين مقياس، بايد ديد، توسل به اشرف مخلوقات، پيامبر خاتم، از كداميك از دو نوع مى باشد؟ داورى وجدان دراين مورد كافى است.
***