در بارگاه نور - صديق، ناصر الدين - الصفحة ١٦٨
و ـ ( وَالشِّمْسِ وَ ضُحيها وَالْقَمَرِ اِذا تَليها وَالنِّهارِ اِذا جَلِّيها وَالِّليلِ اِذا يَغْشيها وَالسِّماء وَما بَنيها وَالارْضِ وَ ما طَحيها وَنَفْس وَما سَويها فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَكِّيها)[١].
« سوگند به خورشيد و تابش آن، قسم به ماه وقتى به دنبال آن برآيد، سوگند به روز آنگاه كه جهان را پر فروغ سازد، قسم به شب وقتى كه جهان را در پرده سياه خود كشد، قسم به آسمان وآنكه آن را برافراشت، سوگند به زمين و آنكه آن را گسترانيد، سوگند به جان( انسان) وآنكه اورا نيكو آفريد، ونيك وبد اورا به وى الهام كرد، به تحقيق، هركه نفس خويش را پاكيزه سازد، پيروزمنداست..».
علاوه برآنچه گذشت، سوگند به مظاهر والاى جهان آفرينش، در سوره هاى« طور» ، «ناز عات»، « مرسلات»، « بروج»، «طارق»، «بلد»، «تين»، و« ضُحى» نيز به چشم مى خورد.
روشن است كه قرآن مجيد، والاترين را هنماى جامعه اسلامى است و مسلمانان جهان بايد در زمينه گفتار ورفتار خويش، آن كتاب مقدس را سرمشق خود قرار دهند و آن را بهترين معيار براى تشخيص توحيد و شرك، حق و باطل، حلال و حرام قلمداد كنند.
شكى نيست كه اگر سوگند به مواردى كه بيان گرديد با پايه هاى اساسى توحيد و يگانگى خدا سازگارى نداشت، هرگز قرآن كه منشور
[١] سوره شمس، آيه ١ ـ ٩.