در بارگاه نور - صديق، ناصر الدين - الصفحة ١٨٦
نمايد، كار او شرك است و با روح توحيد در عبادت، هماهنگى ندارد.
اما اگر در برابر بزرگان اسلام آنگونه خضوع ويا طلب شفاعت كنيم كه نه آنان را خـدا بدانيم و نـه بينديشيم كـه كارهاى خدايى بطور مستقل به آنان واگذار شده است، بلكه آنهـا را بندگان شايسته خـدا بدانيم كـه به خاطر ارج و منزلتى كه در پيشگاه الهى دارند، مى توانند به اذن خدا، از ما شفاعت كنند، چنين خضوع و درخواستى با اصل توحيد در عبادت كاملا سازگار است و جز گراميداشت يادشان و احياى خاطره آنان، بيش نخواهد بود.
براين اساس، حق شفاعت به طور مستقل، مخصوص خداست و هيچ كس بدون اذن او نمى تواند شفيع ديگران باشد، چنانكه قرآن مجيد فرموده است:
( قُلْ للّهِِ الشَّفاعَةُ جَميِعَاً) [١].
« بگو: حق شفاعت، يكجا براى خداست».
ولى خداى بزرگ، به برخى از بندگان شايسته خود اجازه داده است تا بتوانند در پيشگاه الهى ( در صورت احراز شرايط لازم) از ديگران شفاعت كنند، چنانكه پيامبر گرامى مى فرمود:
« وَ اُْعْطِيْتُ الشِّفاعَةَ فَادِّخَرْتُها لاِمِّتىْ» [٢].
[١] سوره زمر، آيه ٤٤.
[٢] صحيح بخارى،ج١، ص٩١ ومسند احمد، ج١، ص ٣٠١.