در بارگاه نور - صديق، ناصر الدين - الصفحة ٢٠٣
هيچگونه استقلالى ندارند، بلكه هم درهستى خويش و هم دراعمال نيروى غيبى كه از طرف خدا به آنها اعطاء گرديده، به پروردگار جهانيان متكى مى باشند.
براساس اين طرز تفكر، گروهى از بندگان شايسته خدا كه داراى چنين توان غيبى هستند، تنها وسيله تجلى قـدرت بى پايان الهـى و بروز آن در جوامـع بشرى مى باشند و تنها به اذن و فرمان خدا، آن را به كار مى گيرند، چنانكه قرآن مجيد در سوره مباركه « رعد» به اين نكته اشاره دارد، آنجا كه مى فرمايد:
( و َماكانَ لِرَسُول اَنْ يَأتِىَ بِ آيَة الاّ بِاِذْنِ اللّهِ) [١].
« هيچ پيامبرى بدون اذن خدا نمى تواند معجزه اى بياورد».
بنـابر اين اگر مسلمانان جهان به سلطه غيبى برخى از انسان ها ى وارسته اى چون پيامـبر گرانقـدر و ديگر عزيزان خـدا ايمـان دارند، به اين معنا است كه آن بندگان شايسته به اذن خداى بزرگ و به خواست او داراى چنان فضيلتى گرديده اند و از خود، استقلالى ندارند. اگر حضرت عيسى مسيح، مى توانست نابينايان را شـفا بخشد و دردهاى بى درمان را با نفس مسيحايى خود علاج كند، همگى مستند به قدرت و اراده خدا واذن وى بوده است، زيرا همانطور كه پروردگار بزرگ مى تواند نيرويى طبيعى و عادى را به يك انسان اعطاء فرمايد، همانگونه توان آن را دارد كه قدرتى غيبى و فوق طبيعت وماده را به بندگان وارسته خود ارزانى دارد و در
[١] سوره رعد، آيه ٣٨.