در بارگاه نور - صديق، ناصر الدين - الصفحة ١٣١
آنان را عبادت كرده است. زيرا دعوت و نداء اعم از پرستش است.
ثانيا، مقصود از دعاء درآيات يادشده، مطلق خواندن نيست، بلكه دعوت خاصى است كه مى تواند با لفظ پرستش ملازم باشد. زيرا مجموع اين آيات درمورد بت پرستانى وارد شده است كه بت هاى خود را خدايان كوچكى مى پنداشتند.
شكى نيست كه خضوع بت پرستان و دعاء واستغاثه آنان، در برابر بت هايى بود كه آنها را به عناوين مالكان حق شفاعت ومغفرت و... توصيف مى كردند و آنها را صاحب اختيار مستقل درامور مربوط به دنيا و آخرت مى شناختند و ناگفته پيدا است كه در اين شرايط ، هرنوع دعوت ودرخواستى ازاين موجودات، عبادت و پرستش خواهد بود. روشن ترين گواه براينكه دعوت وخواندن آنان با اعتقاد به اُلُوهِيِّتِ آنان همراه بود آيه زير است:
( فَما اغْنَتْ عَنْهُم آلِهَتُهُمْ الَّتِى يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ شَيئى).[١]
«خـدا يانى كه جز خداى بزرگ، آنان را فرا مـى خواندند (مى پرستيدند)، آنان را بى نياز نساخت».
ازاين رو، آيات يادشده ارتباطى به محل بحث ما ندارد، موضوع بحث مادر خواست بنده اى از بنده ديگر است كه نه اورا اِله وربّ مى داند
[١] سوره هود، آيه ١٠١ .