در بارگاه نور - صديق، ناصر الدين - الصفحة ١٤٢
( قُلْ اَغَيْرَ اللّهِ اَبْغِىْ رَبِّاً وَ هُوَ رَبُّ كلُِّّ شَيئى).[١]
« بگو: آيا جز الله پروردگارى بجويم؟ درحالى كه او مدبر همه چيزاست».
از آيات يادشده، استفاده مى گردد كه خداى بزرگ، تنها مدبر مستقل دراداره نظام هستى مى باشد. از سوى ديگر، قرآن كريم به يك سلسله از علل و اسبابى كه به صورت تدبير كنندگان تبعى و غير مستقل و به اراده و مشيت خـدا، در تدبير جهان هستى مؤثِّر مى باشند، اشاره مى كندو از آنها به عنوان «مُدَبِّر» نام مى برد. آنجا كه مى فرمايد:
( فَالْمدبِّراتِ اَمْرَا ).[٢]
« آنان كه امور نظام هستى را اداره مى كنند ».
بنابراين،« توحيد در تدبير» به معناى آن است كه تدبير استقلالى جهان، مخصوص خداوند است و علل و عوامل ديگرى كه در اداره امور نظام هستى داراى تأثير مى باشند، از خود، استقلالى ندارند، بلكه به صورت اسبابى هستند كه به خواست خدا و مشيت او، نقش خويش را در تدبير امور، ايفاء مى كنند.[٣] وبقاى آنها ودوام تدبير آنها نيز به اراده پروردگار يكتا بستگى دارد، براين اساس، اگر كسى به مدبر بودن آن اسباب، به صورت غير استقلالى ـ چنانكه بيان گرديدـ قائل باشد، چنين
[١] سوره انعام، آيه ١٦٤ .
[٢] سوره نازعات، آيه ٥ .
[٣] زيرا خداوند، كار اداره نظام هستى را با اسباب، انجام مى دهد.