تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٠ - کلمهها
٤٦- هیچ آیهای از آیات خدایشان به آنها نمیآید مگر آنکه از آن اعراض میکنند.
٤٧- و چون به آنها گفته شود: انفاق کنید از آنچه خدا روزیتان داده، کافران به اهل ایمان میگویند: آیا اطعام کنیم به آنکه اگر خدا میخواست اطعامش میکرد شما جز در ضلالت نیستید.
کلمهها
اعناب: عنب هم به انگور گفته میشود و به درخت انگور، راغب در مفردات به این امر تصریح کرده است، در آیه معنای دوم مراد است.
ازواج: زوج: جفت و صنف، در آیه ظاهرا نر و ماده مراد است.
سلخ:
کندن پوست حیوان، لازم و متعدی هر دو آید، به معنی خروج و مطلق کندن نیز
به کار میرود، مظلمون: مظلم (به صیغه اسم فاعل): تاریک و کسی که در تاریکی
داخل شود، در اینجا معنای دوم مراد است.
مستقر: اسم مکان است محل قرار گرفتن. این کلمه نمیتواند اسم مفعول باشد زیرا که لازم است «تقدیر»: اندازهگیری.
عرجون:
بند خوشه خرما که بعد از چیدن خوشه، در درخت میماند و پس از چندی خشکیده و
کج شده مثل هلاک میگردد، رنگش نیز زرد است (صحاح اللغة- اقرب الموارد)
فقط یک بار در قرآن آمده است.
قدیم: دیرین. مقابل تازه، شاید در آیه به معنی کهنه و خشکیده باشد.
فلک: مدار کواکب. و (بر وزن قفل): کشتی.