تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٠ - کلمهها
کلمهها
ص: درباره حروف مقطّعه در اول سوره اعراف سخن گفته شد.
ذکر: یادآوری. خواه با زبان باشد یا با قلب و خواه بعد از نسیان باشد یا با ادامه ذکر، طبرسی گوید: آن حفظ شیء و ضدّ آن نسیان است.
عزة:
عزّت به معنی توانایی و گرانقدری است در مقابل ذلّت. گاهی به طور استعاره،
به حمیّت و اباء مذموم و نخوت، عزت گویند آیه شریفه از آنست یعنی: آنها در
امتناع و مخالفتند.
شقاق: دشمنی و مخالفت، حقیقتش آنست که دو دشمن هر یک در شقّی غیر از شقّ دیگری است.
لات:
یعنی نیست. آن همان لاء مشابه به «لیس» است که تاء بر آن داخل شده، به نظر
جمهور اهل لغت، آن دو کلمه است لاء و تاء تأنیث. آن فقط یک بار در قرآن
آمده است.
مناص: نوص: پناه بردن «ناص الی کذا: التجأ» مناص اسم مکان است
به معنی پناهگاه. و نیز به معنی تأخّر است مراد از آیه معنای دوم یعنی
تأخّر و فرار است و مصدر میمی میباشد.
عجاب: بسیار تعجّب آور. «العجاب: ما جاوز حدّ العجب».
انطلق: راه افتاد، شروع کرد. آن از طلاق به معنی جدایی و جدا کردن است.
ملة: دین و شریعت.
اختلاق: دروغ. راغب گوید: هر جا که خلق در وصف کلام باشد به معنی