تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٨٦ - کلمهها
است و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند.
٣٩- و آنان که چون مظلوم شدند، انتقام میکشند.
کلمهها
بغوا: بغی در اینجا به معنی ظلم و تجاوز است.
قدر: (بر وزن شرف) اندازه و کمیّت و (بر وزن عقل) به معنی اندازه و تنگ گرفتن باشد.
غیث: باران، به قول طبرسی: بارانی که در وقتش باریده و نافع باشد.
این مطلب از لحن آیه فهمیده میشود.
قنوط: یأس و نومیدی.
بث: بثّ: پراکنده کردن. «بثّ الریح التراب: إذا اثاره».
دابة: هر آنچه جنبنده است، شامل انسان و حیوان میشود.
جوار: جاری شوندگان، مفرد آن «جاریة» است.
اعلام:
مرزها و علامتها. مفرد آن علم (بر وزن شرف) است، راغب گوید: علم اثر و
نشانهایست که شیء با آن معلوم میشود مثل علم لشکر، کوه را به جهت معلوم
بودن علم گفتهاند، جمع آن اعلام است.
رواکد: ثابتها. مفرد آن «راکدة» است.
یوبقهن: ایباق: هلاک کردن، آن در آیه به معنی متوقّف کردن است چنان که خواهد آمد.
در قاموس گوید: «اوبقه: ای حبسه» وبق یعنی حبس کردن.
محیص: محلّ فرار، حیص به معنی دور شدن و کنار شدن است.