تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦٢ - کلمهها
کلمهها
تنزیل: نازل کردن. به معنی مفعول (منزّل) نیز آید.
الدین: به معنی جزا و عبادت آید، منظور از آن معنای دوّم است.
ممکن است مراد دین باشد که طریقه زندگی است.
زلفی: مصدر است به معنی تقرّب و نیز به معنی مقام و منزلت آیت، مراد از آن در آیه معنای مصدری است.
کفار: بسیار کافر و بسیار ناسپاس: با قرائن معلوم میشود.
واحد: ظاهرا وقتی که این کلمه وصف خدا آید نظر به عدد است یعنی یکی است و دو تا یا بیشتر نیست. راغب «بیتجزی و بیتکثّر» گفته است.
قهار: بسیار غالب و توانا.
یکور:
کور و تکویر: پیچیدن و جمع کردن در مجمع البیان انداختن چیزی بالای چیزی
گفته است، فیومی در مصباح گوید «کار العمامة کورا: ادارها علی رأسه» و نیز
آمده: «کور العمامة عن رأسه تکویرا: لفّها».
ازواج: جمع زوج به معنی
جفت. در زبان عرب به هر یک از نر و ماده زوج گفته میشود مثل اسْکُنْ
أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ که مراد زن آدم است و مثل قَدْ سَمِعَ
اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجادِلُکَ فِی زَوْجِها که مراد مرد است، زوجه و
زوجات در قرآن نیست.
تصرفون: صرف: برگرداندن. خواه ظاهری باشد یا از
حالی به حالی مراد از آن معنای دوّم است «تصرفون»: برگردانده میشوید.