تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨ - کلمهها
کلمهها
فاطر: فطر: شکافتن و شکاف. «الفطر: الشقّ» راغب شکافتن از طرف طول گفته
است فاطِرِ السَّماواتِ از اسماء حسنی است که خداوند کائنات را به وسیله
شکافتن آفریده است نظیر: إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی.
ملائکه:
موجودات با شعور غیر مادّی که خداوند آفریده و پیوسته در فرمان خدایند:
عِبادٌ مُکْرَمُونَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ
یَعْمَلُونَ طبرسی فرموده: اکثر علماء عقیده دارند که ملک (بر وزن شرف) از
الوک مشتقّ است که به معنی رسالت میباشد.
اجنحة: جناح (بفتح- ج): بال،
دو طرف شیء را نیز جناح گویند مانند دو جناح کشتی و لشکر، در اینصورت به
معنی جانب و طرف است. و نیز به معنی میل آید گویند: «جنحت السفینة» یعنی
کشتی به یک طرف میل کرد. جمع جناح اجنحه است.
مثنی: دو تا دو تا. «ثلاث» سه تا سه تا. «رباع» چهار تا چهار تا.
ممسک: نگاه دارنده، مانع شونده. «مسک- امساک»: گرفتن و نگاه داشتن.
مرسل: رها کننده. ارسال: فرستادن.
انی: ظرف زمان و مکان است به معنی استفهام نیز به کار رود، معنای فارسی آن (کی، کجا، چطور) است (این، متی، کیف).
غرور: بفتح اوّل: فریب دهنده، آن صفت مشبهه است.