تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥١٠
که با نوعی از تدبیر به دست آید ما کُنْتَ تَدْرِی یعنی:
نمیدانستی.
شرحها
چون این سوره مبارکه با بیان وحی آغاز گردید و سپس چندین بار در آن
تکرار شد، بدین مناسبت در این آیات اقسام وحی بیان شده است و آن القاء مطلب
به قلب پیامبر، ایجاد صدا و شنیدن پیامبر و فرستادن فرشته وحی است، به
رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نیز همانطور وحی شده است.
و نیز آن حضرت قبل از نزول وحی از مطالب وحی شده خبری نداشت.
٥١-
وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ
وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ
إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ.
این آیه در بیان اقسام وحی است و هر سه، سخن
گفتن خداست با بندگان علی هذا استثناء متصل است، وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ
حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا هر سه مفعول مطلق نوعی هستند، یعنی: ما کان
لبشر ان یکلمه اللَّه نوعا من انواع التکلیم الا هذه الانواع الثلاثة» قسم
اول از این اقسام بدون واسطه و قسم دوم و سوم با واسطه میباشند و هر سه
سخن گفتن خداست، حقیقی باشد یا مجازی.
اول «الا وحیا» وحی به معنی القاء
و تفهیم خفی است، که خداوند معانی و مطالب را در قلب پیامبر ایجاد میکند،
در این قسم از وحی واسطهای در میان نیست، خداوند بدون واسطه، مطلب را به
پیامبر القاء میکند، در روایات هست که دریافت این نوع وحی بر پیامبران
بسیار سخت بود، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله در موقع اینگونه وحی، عرق
میکرد، سرخ میشد، به حالتی نظیر بیهوشی میافتاد.
زراره از امام صادق علیه السّلام پرسید: از حالت بیهوشی که به وقت وحی آن