تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٥ - شرحها
ظلل: سایبانها. مفرد آن ظلة است و نیز به معنی پوشاننده است.
طاغوت: در اصل مصدر است به معنی طغیان کردن، سپس به معنی طغیانگر متجاوز به کار میرود، انسان باشد یا معبود باطل یا غیر آن.
تنقذ: انقاذ: نجات دادن و خلاص کردن «الانقاذ: التخلیص عن ورطة».
غرف: جمع غرفه. یعنی درجه رفیعه و بنائی بالای بنای دیگر.
میعاد: وعده و وقت وعده و محل عمل مخصوص.
شرحها
در این آیات، ابتدا بیان شده: مسئله توجه به خدا یک مسئله فطری است
فراموش کنندگان خدا وقتی که اسباب دنیوی را بیاثر دیدند به فطرت خود روی
میآورند، پس دعوت به توحید و پرستش خدا، مورد قبول فطرت انسان است، آن گاه
فرموده: مؤمنین به توحید با منکرین آن یکی نیستند.
سپس به مطلب اول
برگشته و به آن حضرت فرمان داده که: بگو مأمورم فقط خدا را بندگی کنم، امید
نداشته باشید که از بندگی خدا دست بردارم، مأمورم که اوّلین مسلمان باشم،
آن گاه به آخرت مؤمنان و منکران اشاره شده است.
٨- وَ إِذا مَسَّ
الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ
نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ
لِلَّهِ أَنْداداً.
انسان مشرک، تا وسائل مادی را مؤثر میبیند توجهی به
خدا ندارد امّا وقتی که وسائل مادّی از کار افتاد، به حکم فطرت رو به خدا
میآورد و چون بد حالی از بین رفت و مشمول نعمت خداوندی گردید ضرر گذشته را
فراموش کرده و به خدا شریکان قرار میدهد.