تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٠ - ماجرای یونس علیه السلام
١٤٨- فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلی حِینٍ.
مراد ایمان به یونس علیه السّلام است از «حین» وقت مرگ است.
نکتهها:
ماجرای یونس علیه السلام:
نام مبارک این پیامبر بزرگوار فقط چهار بار در قرآن مجید آمده است، اول
در سوره انعام/ ٨٦ که با وَ إِسْماعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطاً
وَ کلًّا فَضَّلْنا عَلَی الْعالَمِینَ او را از مفضّلین شمرده است.
دوم
در سوره انبیاء/ ٨٧ و ٨٨ که گذشت، سوم در این سوره که بررسی شد، چهارم در
سوره ق که فرموده: فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لا تَکُنْ کَصاحِبِ
الْحُوتِ إِذْ نادی وَ هُوَ مَکْظُومٌ لَوْ لا أَنْ تَدارَکَهُ نِعْمَةٌ
مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ فَاجْتَباهُ رَبُّهُ
فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِینَ/ ٤٨- ٥٠، اکنون چند امر در اینجا میآوریم.
اول-
نمیشود گفت که یونس علیه السّلام در خارج شدن از میان قوم خویش گناه کرد،
زیرا انبیاء علیهم السّلام معصومند و خدا درباره ایشان فرموده: وَ سَلامٌ
عَلَی الْمُرْسَلِینَ صافات/ ١٨١، حاشا که پیامبر مرتکب گناه شود با آنکه
مشمول وَ کلًّا فَضَّلْنا عَلَی الْعالَمِینَ از جمله فَظَنَّ أَنْ لَنْ
نَقْدِرَ عَلَیْهِ انبیاء ٧٨ روشن میشود که آن حضرت مانعی نمیدید که از
میان قومش خارج شود و مثلا در جای دیگری تبلیغ کند و اگر بیرون رفتن را
حرام میدانست دیگر «ظنّ» مورد نداشت و به یقین میدانست که خدا بر وی تنگ
خواهد گرفت.
ولی ناگفته نماند: از جمله فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ
لا تَکُنْ کَصاحِبِ الْحُوتِ که به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله خطاب
میشود: صبر کن و مانند یونس نباش و از جمله «فظن ان لی نقدر علیه» معلوم
میشود کم صبری کرده و صلاح آن بود که از میان قوم خود خاری نشود و قهر
نکند و اللَّه العالم.