تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٢ - شرحها
کلمهها
یستسخرون: سخر و استسخر هر دو به یک معنی است.
داخرون: ذلیلان. دخر: ذلّت و خواری. با خضوع و فرمانبری نیز میسازد.
زجرة:
زجر: راندن با صدا. به صدای مطلق نیز گفته میشود مراد از آن در آیه صیحه
است. نظیر: إِنْ کانَتْ إِلَّا صَیْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِیعٌ
لَدَیْنا مُحْضَرُونَ یس/ ٥٣.
اغویناکم: اغواء: به راه هلاکت بردن. گمراه کردن.
شرحها
آیات شریفه در زمینه انکار معاد از جانب مشرکان و جواب آن است. و نیز
مقداری از حالات آنها در قیامت، از جمله مخاصمهشان نقل شده و سپس علّت
عذابشان بازگو شده است که از قبول توحید امتناع میکردهاند.
١٢- ١٤- بَلْ عَجِبْتَ وَ یَسْخَرُونَ وَ إِذا ذُکِّرُوا لا یَذْکُرُونَ وَ إِذا رَأَوْا آیَةً یَسْتَسْخِرُونَ.
لفظ
«بل» برای انتقال از غرضی به غرضی است. یعنی آنها در خلقت اشدّ نیستند
بلکه حقیقت را به مسخره میگیرند و به وقت پند دادن، پند نمیگیرند و هر
آیهای که ببینند کارشان مسخره کردن است.
به نظر میآید: «عجبت» در معنی
مؤخّر است یعنی: بلکه آنها مسخره میکنند و تو از تکذیب و مسخره آنها تعجّب
میکنی.