روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٣ - در پيرامون سال تأليف كتاب

زمخشرى خوارزمى بر مذاق تسنّن كه در سال ٥٢٨ هجرى در مكّۀ معظّمه به عربى تأليف يافته است.

و سرانجام كتاب گرانقدر مجمع البيان فى تفسير القرآن،از ابو على فضل بن حسن طبرسى ملقّب به امين الدّين و امين الاسلام مفسّر و دانشمند معروف شيعى، كه در سال ٥٤٨ به عربى تأليف شده است.نكتۀ قابل توجّه آن‌كه اين چهار مفسّر بزرگ در زمان و مكانهايى نه‌چندان دور،هريك جداگانه و بطور مستقل ضرورت تأليف تفسيرى را احساس مى‌كنند و بى بى‌آنكه ظاهرا از كار يكديگر مطّلع باشند(به دليل آن‌كه هيچ‌كدام از كتاب ديگرى نامى به ميان نياورده‌اند)تفسير خود را به پايان مى‌برند.مشابهتهايى اندك و بسيار ميان تفسير ابو الفتوح با تبيان و مجمع البيان هست و شائبۀ تأثّر آن را از اوّلى و تأثيرش را بر دومى در ذهن افزايش مى‌دهد،تا آنجا كه علاّمه نورى در فايدۀ ثالثه از خاتمۀ المستدرك،اظهار نظر كرده كه«هركس در مجمع البيان طبرسى به تأمّل بنگرد در مى‌يابد كه اين كتاب تلخيصى از ابو الفتوح بيش نيست [٩٥]» نه تنها از تفسير كشف الاسرار-كه حدودا هم‌زمان با روض الجنان تأليف يافته- بلكه از هيچ‌كدام از تفسيرهاى فارسى پيش از تفسير ابو الفتوح نظير ترجمۀ تفسير طبرى،تفسير سورآبادى،تاج التراجم و...هم در اين كتاب نامى به ميان نيامده است.شايد ابو الفتوح با در دست داشتن امّهات تفسيرهاى عربى،خود را از مراجعه به تفاسير فارسى كه در واقع نسبت به آنها مطلب تازه‌اى هم نمى‌توانستند داشته باشند،بى‌نياز مى‌ديده است.

اگر تأثّر ابو الفتوح از تفسيرهاى فارسى پيش از خود،در مقايسه با تفسيرهاى عربى،اندك و يا بسيار كم باشد،-كه هست-به جاى آن تأثير تفسير ابو الفتوح بر تفسيرهاى فارسى پس از آن،در زمانهاى گوناگون بسيار زياد و در خور يادآورى است از آن ميان دو تفسير پرآوازۀ شيعه يعنى جلاء الاذهان و جلاء الاحزان معروف به تفسير گازر تأليف ابو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجانى و منهج الصادقين اثر


[٩٥] .رك:مير جلال الدين محدّث ارموى،تعليقات النقض،جلد نخستين،انجمن آثار ملّى،تهران ١٣٥٨ ص ١٥٣.