روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٢ - در پيرامون سال تأليف كتاب

دستيابى بر نسخۀ مرحوم محدّث كه در حوزۀ آگاهى علامۀ قزوينى نبوده است، مى‌توانيم تاريخ تأليف آن را بطور قطع و يقين ميان سالهاى ٥١٠ تا ٥٣٣ يا اندكى پس از آن محدود كنيم.بنابراين تاريخ،استبعاد مرحوم قزوينى و برخى ديگر از دانشمندان از اين كه چرا ابو الفتوح از تفسير كشّاف(مؤلّف به سال ٥٢٨)نامى به ميان نياورده هم ديگر موردى نخواهد داشت،زيرا فاصلۀ زمانى پنج سال ميان ٥٢٨ و ٥٣٣ براى آن‌كه كتابى كه در مكّه تأليف يافته در رى به دست ابو الفتوح برسد و مورد استفادۀ وى قرار بگيرد،به‌هيچ‌وجه كفايت نمى‌كند.تاريخ ٥٣٣ براى پايان تفسير يا بخش نخستين آن با تاريخ ٥٤٧ يعنى تاريخ اجازۀ ابو الفتوح بر پشت نسخۀ مورّخ ٩٨٠،كه پيش از اين بدان اشاره كرديم،تناقضى ندارد،زيرا هيچ بعيد نيست كه وى چندين سال پس از پايان تفسير خود زنده بود و به كارهاى علمى ديگر اشتغال داشته است.هرچند خوانندۀ نكته‌بين ممكن است بپرسد كه پس چرا ابو الفتوح در اين سالها به تأليف تفسيرى به زبان عربى كه در مقدّمۀ همين كتاب(ص ٢)بدان وعده داده،نپرداخته است؟شايد هم اين كار را كرده و كتاب او مثل صدها كتاب ديگر سر از حوادث ايّام بيرون نبرده و به دست ما نرسيده است،و خدا بهتر داند! دو سه دهۀ آغاز سدۀ ششم هجرى را بايد«عصر تفسيرنويسى»بناميم،زيرا در اين دو سه دهه به فاصلۀ كمتر از سى سال دست‌كم چهار تفسير بزرگ و پرآوازۀ قرآن مجيد كه در همۀ دوره‌ها تا روزگار ما اعتبار و جايگاه خاصى داشته‌اند،تأليف شده است:از اين چهار تفسير دوتا به پارسى و دوتا به عربى است و از هريك از آن دوگانه- ،يكى بر مشرب تشيع و ديگرى بر مذاق تسنّن.آن چهار تفسير به ترتيب قدمت عبارتند از:كشف الاسرار و عدّة الابرار،به فارسى از ابو الفضل رشيد الدين ميبدى بر مشرب تسنّن كه تأليف آن براساس تفسير عرفانى خواجه عبد اللّه انصارى،در سال ٥٢٠ ه‌ صورت گرفته است.

ديگر،تفسير روض الجنان و روح الجنان يعنى كتاب مورد بحث،تأليف يافته ميان سالهاى ٥١٠ تا ٥٣٣ يا چند سال بعد بر مشرب فقه شيعه.

سديگر،الكشّاف عن حقايق التّنزيل معروف به تفسير كشّاف،از علاّمه جار اللّه