روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦ - تعيين عصر مؤلّف و تاريخ تقريبى تأليف تفسير حاضر
چهار بوده است،پس اگر سن منتجب الدين را در حين تحمّل وى روايات كتب كثيره مذكوره را از ابو الفتوح رازى به اقلّ تقديرات در امثال اين موارد بيستساله هم فرض كنيم نتيجۀ ضرورى اين فقره اين مىشود كه استاد او ابو الفتوح رازى به نحو قدر متيقّن و بطور حتم و قطع در حدود ٥٢٥ در حيات بوده است.
پس چنانكه ملاحظه مىشود دو قضيّه از قضاياى راجع به تعيين عصر مؤلف از روى قرائن خارجى مذكوره به نحو قطع و يقين و خارج از دايرۀ شك و احتمال محقق و محرز است يكى آنكه ولادت او مؤخّر از حدود ٤٨٠ نبوده است و ديگر آنكه وى در حدود ٥٢٥ قطعا و محقّقا در حيات بوده است و تاريخ ما بقى كيفيات و تفاصيل راجع به حيات او مجهول است مثلا معلوم نيست چه مقدار مدّت قبل از ٤٨٠ ممكن است متولّد شده باشد يا چه مقدار ديگر بعد از حدود ٥٢٥ باز در قيد حيات بوده است لكن گمان مىرود كه تاريخ تولد او چنان كه مؤخّر از حدود ٤٨٠ نبوده چندان مقدّم بر تاريخ مزبور نيز نبوده است زيراكه مؤلّف چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد از زمخشرى به«شيخ ما ابو القاسم محمود بن عمر الزّمخشرى»تعبير كرده است كه از آن واضح مىشود كه زمخشرى از مشايخ و اساتيد مؤلف ما نحن فيه بوده است.
و چون عادت و در اكثريت موارد شيخ مسنتر از تلميذ و تلميذ كمسنتر از استاد است پس اگر در مورد مفروض ما نيز اين اغلبيت جارى و از قبيل افراد شاذّۀ نادره نباشد نتيجه اين خواهد شد كه تولّد مؤلف كتاب حاضر به احتمال قوى يا بعد از تولد زمخشرى يعنى بعد از سنۀ ٤٦٧ بوده است يا اقلا در حدود همان سنوات ولى نهچندان مقدم برآن.
و از طرف ديگر سابق از قول يكى از معاصرين مؤلّف ابن حمزه صاحب ايجاز المطالب و هادى الى النجاة به روايت مولى احمد اردبيلى از او در حديقة الشيعه نقل كرديم كه ابن حمزه مذكور به تصريح خود او هم وفات مؤلف را در رى درك كرده بوده و هم وفات ابو الفتوح عجلى شافعى اصفهانى