روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣ - شرح احوال مؤلف كتاب

محلات آن شهر افتاد ديدم كه آن‌قدر از مردم آن ديار به زيارت [٣٤]شيخ ابو الفتوح عجلي شافعى اصفهانى و حافظ ابو نعيم كه پدر استاد اوست و شيخ يوسف بناء كه جد شيخ ابو نعيم است و شيخ على بن سهل و امثال ايشان كه سنّي و از مشايخ صوفيّه بوده‌اند مى‌رفتند كه شيعۀ شهر رى و نواحيش هزاريك آن به زيارت امامزاده عبد العظيم نمى‌رفتند و مؤلف اين كتاب و محتاج به مغفرت حضرت رب الارباب احمد اردبيلى گويد كه مرا گذار به اصفهان افتاد ديدم كه مردم آن بلده شيخ ابو الفتوح عجلى شافعى را شيخ ابو الفتوح رازى نام كرده بودند و به اين بهانه به عادت پدران خويش قبر آن سنّى صوفى را زيارت مى‌كردند،اگرچه از مردم آن ديار امثال اين كردار دور نيست زيراكه ايشان پنجاه ماه زياده از ديگران نسبت به حضرت شاه ولايت ناشايست و ناسزا گفته‌اند و در اين زمان كه مذهب شيعه بقدر قوّتى گرفته ايشان همچنان مانند پدران چندان محبّتى به شاه مردان ندارند.»انتهى كلام صاحب حديقة الشيعة.

راقم سطور گويد اين شهادت صريح يكى از معاصرين ابو الفتوح رازى كه خود شخصا در وقت وفات او در رى حاضر بوده به اين كه ابو الفتوح به موجب وصيّت در جوار مرقد حضرت عبد العظيم مدفون گشت منضمّا با شهادت حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب كه عين عبارت او سابقا نقل شد قريب صد و پنجاه سال بعد از ابن حمزه كه از جمله مدفونين در رى يكى همين شيخ جمال الدّين ابو الفتوح[رازى]را شمرده بنحو قطع و يقين و خارج از مجال هرگونه شك و ارتيابى ثابت مى‌كند صحّت انتساب مقبرۀ موجودۀ حاليّه واقع در جنب مزار حضرت عبد العظيم را به شيخ جليل مؤلّف كتاب،و


[٣٤] .از سياق عبارت متن واضح است كه مقصود زيارت قبر ابو الفتوح عجلى است نه زيارت خود او در حال حيات او و چون وفات ابو الفتوح عجلى(اسعد بن محمود)در سنۀ ششصد بوده است(رجوع شود به ابن خلكان ١:٧١-٧٢ و سبكى ٥٠٥)معلوم مى‌شود كه ورود ابن حمزه به اصفهان بعد ازين تاريخ يا منتهى در همان سال بوده است و در ضمن معلوم مى‌شود كه وفات ابو الفتوح رازى مدتى كه مقدار آن و لو بوجه تقريب معلوم نيست قبل از وفات ابو الفتوح عجلى يعنى قبل از سنۀ ٦٠٠ بوده است.