روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٩ - تعيين عصر مؤلّف و تاريخ تقريبى تأليف تفسير حاضر

و نعلي سكر لاست كلّ مصوّب لما قاله في الطّاهرين ابن سكّرة [٦٩]
و ديگر سنائى شاعر معروف متوفّى به اصحّ اقوال در يازدهم شعبان سنۀ پانصد و بيست و پنج هجرى [٧٠]مؤلف در تفسير حاضر(ج ٢ ص ١٣٩)در تفسير


[٦٩] .اين ابيات به همين نحو كه بكلى صواب و معنى آن واضح است در تفسير ابو الفتوح چاپ شده است ولى نسخۀ كه صاحب مجالس المؤمنين به دست داشته ظاهرا بسيار سقيم و ابيات بكلّى مغلوط در آن مرقوم بوده لهذا او بيت دوم را بكلى غلط خوانده و غلط ترجمه كرده است.و در روضات نيز به تبع مجالس اين ابيات مغلوط چاپ شده است.

[٧٠] .تاريخ وفات سنائى به تصريح يكى از معاصرين او محمد بن على بن الرقانام كه به حكم بهرام شاه حديقۀ او را مرتب نموده بوده در ديباچه آن كتاب بعد از نماز روز يكشنبه يازدهم شعبان سنۀ پانصد و بيست و پنج بوده و غالب مورخين و تذكره‌نويسان از قبيل جامى در نفحات و صاحب حبيب السير و مجالس المؤمنين و هفت اقليم جز اين قول قول ديگرى نقل نكرده‌اند،ولى تقى كاشى و به تبع او صاحب آتشكده و رياض العارفين(و خود راقم اين سطور سابقا در حواشى چهار مقاله)وفات او را در سنۀ ٥٤٥ نگاشته‌اند،و دولتشاه در سنۀ ٥٧٦ و مجمع الفصحاء در سنۀ ٥٩٠ و بدون شك فقط قول اوّل صواب است لا غير،چه هيچ شهادتى بالاتر از شهادت يكى از معاصرين خود شخص نيست در صورتى كه ساير ارباب تذكره ما بين ايشان و سنائى اقلا چهارصد سال فاصله بوده است.و بخصوص كه در روايت جامع حديقه ماه و روز و روز هفته و بودن آن بعد از نماز شام و ساير مشخصات اين واقعه همه معيّن شده است، فقط اشكالى كه بر اين تاريخ ممكن است وارد آيد يكى آن است كه در بعضى از نسخ طريق التحقيق سنائى[(رجوع به شمارۀ ٩٢٦)از فهرست نسخ فارسى ديوان هند از آتيه]بيت ذيل در آخر كتاب ديده مى‌شود: پانصد و بيست و هشت ز آخر سال بود كاين نظم نغز يافت كمال ولى ممكن است كه بيست و هشت تحريف كلمۀ ديگرى باشد و نيز ممكن است چنان كه نظاير اين قضيه دربارۀ نسخ خطى نظامى و شاهنامه و غيره مكرر ديده شده كه اصل بيت مزبور بكلى الحاقى باشد چنان كه در نسخۀ ديگر از همان كتاب يعنى طريق التحقيق در همان كتابخانه اصلا و ابدا از بيت مذكور نشانى نيست(رجوع شود به شماره ٩١٤ از فهرست مزبور).اشكال ديگر آن‌كه وفات سنائى چنان كه از مراثى مشهورۀ او در حق معزّى واضح مى‌شود قطعا بعد از وفات معزى بوده و وفات معزي به قول مشهور در سنۀ ٥٤٢ است پس وفات سنائى بالضروره بعد از تاريخ مزبور يعنى بعد از ٥٤٢ خواهد بود. و جواب ازين اشكال واضح است و آن اين است كه تاريخ ٥٤٢ در خصوص وفات معزى بكلى غلط مشهور است و ظاهرا ابتدا از تقى كاشى ناشى شده است و قبل ازو تا آنجا كه راقم سطور اطلاع دارد هيچ‌يك از ارباب تذكره متعرض تاريخ وفات معزّى نشده‌اند و چنان كه دوست فاضل من آقاى عباس اقبال آشتيانى در رسالۀ نفيسى كه همين اواخر در خصوص شرح حال معزى و ممدوحين و معاصرين او تأليف نموده‌اند به دلايل متقنه ثابت كرده‌اند وفات معزّى به نحو قطع و يقين مؤخّر از سنۀ پانصد و بيست