روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥١ - تعيين عصر مؤلّف و تاريخ تقريبى تأليف تفسير حاضر

انتهى باختصار-و باز در تفسير آيۀ اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نٰاراً فَإِذٰا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ در سورۀ يس(ج ٤ ص ٤١٩)[برابر با ج ١٦ ص ١٧٠ چاپ بنياد]گويد:«عبد اللّه عباس گفت آن دو درخت است كه در او آتش باشد يكى را مرخ گويند و يكى را عفار چون كسى را آتش بايد دو شاخ از اين دو درخت ببرد چنان كه آب ازو مى‌چكد و بر هم سايد از ميان آن آتش بيرون آيد.و گفتند«مرخ»نر باشد و«عفار»ماده و هر دو را زند و زنده گويند و شيخ ما [٧٣]ابو القاسم محمود بن عمر الزمخشرى دو بيت گفت:

و انّى ارى مثل الفاضلين اذا التقيا الزّند و الزّنده
فهذا يفيد بما عنده و هذا يفيد بما عنده [٧٤]
انتهى به اختصار،حال گوييم كه از ورود اسامى اشخاص ثلاثۀ مذكور در فوق يعنى فصيحى متوفى در سنۀ ٥١٦ و سنائى متوفّى در ٥٢٥ و زمخشرى متوفّى در ٥٣٨ در اثناء تفسير حاضر شايد بتوان استنباط نمود كه تأليف كتاب ما نحن فيه بعد از وفات اشخاص مزبوره بوده است نه در حال حيات ايشان،و اگر در مورد زمخشرى كه تاريخ وفات او مؤخّر از آن دوى ديگر است احتمال دهيم كه تأليف كتاب در حال حيات او بوده در مورد دو نفر اول يعنى فصيحى نحوى و سنائى اين احتمال به غايت ضعيف است.

و على اىّ حال از طرز تعبير مؤلف از زمخشرى به«امام زمخشرى»و «شيخ ما ابو القاسم محمود بن عمر زمخشرى»واضح مى‌شود كه اگر هم


[٧٣] .ازين تعبير چنان كه سابق نيز بدان اشاره نموديم تقريبا به نحو قطع و يقين واضح مى‌شود كه زمخشرى از جملۀ مشايخ و اساتيد مؤلف كتاب ابو الفتوح رازى بوده است.

[٧٤] .كذا فى الاصل و گويا صواب بجاى«و هذا»در مصراع دوم«و ذاك»باشد و الا مصراع دوم عين مصراع اول و تكرار آن خواهد بود و مخفى نماناد كه دو قطعه شعر مذكور از زمخشرى را در هيچيك از مآخذى كه متضمن ترجمۀ حال اوست و اين ضعيف به آنها دسترسى دارد از قبيل معجم الادباء ياقوت و انساب سمعانى و طبقات الادباء ابن الانبارى و ابن خلكان و بغية الوعاة سيوطى و جواهر المضيئة و لسان الميزان ابن الحجر و مفتاح السعادۀ طاش كبرى‌زاده و روضات الجنات نيافتم و همچنين در تفسير كشاف و در ضمن تفسير دو آيۀ مذكور در فوق در سورۀ يوسف و سورۀ يس نيز اثرى از آنها به دست نياوردم و ظاهرا مؤلف كتاب اين ابيات را يا شفاها بلا واسطه از خود زمخشرى استماع نموده بوده يا از ديوان اشعار زمخشرى كه در آن اعصار ما بين مردم بتصريح سمعانى و غيره مشهور بوده نقل كرده است.