پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٦ - انبيا و علم غيب
در دوّمين آيه بعد از آنكه آگاهى توده مردم را بر غيب نفى مىكند، انبيا را از آن استثنا كرده، مىفرمايد: «ممكن نبود خداوند شما را از اسرار نهان آگاه سازد، ولى خدا از ميان رسولانش هركس را بخواهد بر مىگزيند (و از اسرار غيب به او مىآموزد) وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبى مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشآءُ.
گرچه در بدو نظر در اين آيه صريحاً اشارهاى به مسأله تعليم اسرار غيب به انبيا نشده ولى با توجه به اينكه جمله «لكِنَّ اللَّهَ ...» به صورت استدارك و استثناست مفهوم آيه اين است كه خدا گروهى از رسولان را بر مىگزيند و به آنها تعليم غيب مىدهد. [١]
درست است كه آغاز آيه اشاره به حوادثى است كه صفوف منافقان را از صفوف مؤمنان جدا مىسازد و اسرار درون آنها را آشكار مىكند، ولى پيداست كه اين شأن نزول مفهوم كلى آيه را محدود نمىكند، زيرا سخن از عدم آگاهى توده مردم از غيب، و آگاهى انبيا بر آن به تعليم الهى است.
ضمناً از اين آيه استفاده مىشود كه آگاهى بر غيب مقام والايى است كه تنها به پيامبران الهى داده مىشود، و در واقع تكميل كننده برنامههاى آنها و سبب تحقق يافتن اهداف آنان است (دقت كنيد).
در اينجا دو سؤال مطرح مىشود:
١- با توجه به اينكه مىدانيم غير از انبيا و امامان معصوم جمعى از صلحا كه داراى قلبهاى نورانى هستند و به مراحلى از شهود رسيدهاند از گوشهاى از اسرار غيب با
[١]. مشهور مفسّران همين معنا را در تفسير آيه پذيرفتهاند، ولى بعضى احتمالات ضعيفى ذكر كردهاند كه طبق آن آيه ارتباطى با مسأله آگاهى انبيا به علم غيب ندارد، شأن نزولهايى كه در بعضى از تفاسير مانند روحالمعانى آمده است نيز شاهد همان تفسير مشهور است.