اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٦٢ - بحثهای مشاوران سیاسی و روابط ایران و شوروی
٣ نامه دولت آلمان فدرال که در اجلاس ٢٦ ژوئیه ارائه شد از نظر ما بسیار جالب بود. از نظر ما هم
روسیه در ایران مواجه با یک اشکال شده است. از نظر ما دلایل احتمالی بسیاری سبب شده بود تا آنها
روابط خود با شاه را قطع کرده، به اتحادی نامیمون با خمینی و نهضت اسلامیش دست بزنند. این دلایل
عبارتند از:
وجود نداشتن راه حل دیگر. در زمستان گذشته ظاهرا تمام برگهای برنده در دست خمینی بود. حزب
توده (کمونیست) طرفدار مسکو در ایران تضعیف شده بود و اعتبار خود را نیز از دست داده بود. «گروه»
پیشرفته سیاسی دیگری نیز وجود نداشت که آن قدر قدرت داشته باشد. که با خمینی مبارزه کرده و یا
آماده کار با روسها علیه او باشد.
امید به دست آوردن سود به ضرر ما. ما به خاطر حمایت و ارتباط طولانی با شاه دشمن شماره یک
خارجی نیروهای ضد شاه به شمار می رفتیم. روسها نیز از این نظر مصون نبودند، ولی میزان این مصونیت
در مقایسه با ما خیلی کم بود. کاهش نفوذ قابل ملاحظه ما از نظر شورویها بسیار خوشایند است، حتی اگر
کسب نفوذ در ایران توسط خود آنها نیز با اشکال مواجه شود.
ترس از عدم ثبات در بخش جنوبی شوروی. از نظر ما اوضاع طوری است که با وجود آماده بودن
شوروی در بهره برداری از آشفتگیها، مسکو در نظر ندارد به خاطر آشوب از آشفتگی بهره برداری نماید. با
رفتن شاه، نهضت اسلامی خمینی امکان ایجاد یک حکومت مرکزی قوی را دارد.
تمایل به حفظ منافع اقتصادی خود در ایران. در سالهای اخیر شوروی با ایران روابط تجاری بسیاری
برقرار ساخته بود که البته قابل مقایسه با این روابط از طرف بعضی از ملل غربی اصلاً نیست. گازی که از
طریق IGAT-I منتقل می شد و سهم عمده ساختمان IGAT-II که فقط برای روسها نگاهداشته شده بود و
منافعی که از طریق این تجارت سه جانبه عاید می شد دارای اهمیت بسیار برای مسکو بود.
٤ هنوز هم راه حل قطعی برای خمینی وجود ندارد، که به نظر ما تنها دلیل مبنی برآن است که شوروی
تاکنون خمینی و نهضت او را مردود نشمرده است. البته دلایل بسیاری وجود دارد که براساس آنها می توان
احتمال داد که آنها هرگاه بخواهند می توانند علیه او عمل نمایند. مثلاً در حالی که مقامات جدید ایران با
شوروی و آمریکا علیرغم نحوه مرسوم در زمان شاه به طور یکسان برخورد کرده اند، این کارها نمی تواند
تسلی خاطر شوروی را فراهم کند، چون در اکثر مواقع این هر دو در اجتماعات اسلامی مورد انتقاد قرار
می گیرند. علاوه بر اینها، واقعیت شرایط ایران حداقل بر دولت موقت ایران تأثیر می گذارد و دولت موقت
می فهمد که موضعگیری او در ایران به نفع روسیه نیز نمی باشد. در این رابطه می توان از آشوب در کردستان
نام برد که نیاز به یک نیروی نظامی در برخورد با آن را مبرم ساخته است، که این نیز به نوبه خود تجدید
روابط نظامی با آمریکا را لازم ساخته است. علاوه بر این با وجود گذشت ٦ ماه از انقلاب اوضاع سیاسی
همچنان آشفته است. دولت موقت ایران برتری خود را در اداره امور دولتی و سازمان غیر رسمی دولت،
کمیته های انقلاب و شعبات آن که اغلب قدرت سیاسی اعمال می کنند را نتوانسته نشان دهد و ظاهرا
نمی تواند از نظر فنی به اداره امور ایران در سطح ملی بپردازد. روسها حتما این عدم ثبات درونی ایران را در
نظر گرفته اند بخصوص که همین بی ثباتی می تواند تهدیدی بر منافع روسیه در مکانهایی از قبیل افغانستان
باشد.
٦ بالاخره، ظاهرا روسها بیشتر از هرکس دیگر در معاملات با ایران بعد از انقلاب سود برده اند. انتقال