اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٢٤ - یک دولت فلسطینی باید تشکیل گردد
لیکن به نظر من روند تاریخی به این طرح ضربه های وحشتناکی وارد می سازد. همان گونه که جنبش
صهیونیستی در صحنه بین المللی در نیمه اول قرن بیستم منجر به تشکیل یک دولت مستقل اسرائیلی شد،
منطق نیمه دوم قرن آمرانه حکم می کند که یک کشور مستقل فلسطینی نیز پدید خواهد آمد. مسیر
ضداستعماری را چه در شکل حقیقی و چه در شکل خیالی آن در سالهای اخیر در نظر بگیرید. کشورهای
مستقل پدید آمده روحیه عصر حاضر را نشان می دهد. رنگ ضد غربی اکثر آن نیز بخشی از این عصر و نیز
عدم توانایی غرب در فرونشاندن این موج به صورت سنتی نیز همین طور است. دولت کارتر باید این
موضوع را بهتر از دیگران بداند، چون یکی از اصول راهنمای آن به رسمیت شناختن همین روند است.
منظور من این است که فلسطینیها نیز به طرزی قابل توجیه و برعکس مانند اکثریت سکنه آفریقای جنوبی
در جنگ علیه سلطه سفیدپوستان و یا مانند پانامائی که خواستار انعقاد پیمان جدیدی در مورد کانال پاناما
هستند، بخشی از این موج را تشکیل می دهند، آنها «حق حاکمیت» خود را به دست خواهند آورد ولی
سؤال این است که آیا آنها آن را با توافق ما به دست خواهند آورد تا منافع ما نیز حفظ شود یا بدون توافق ما
آن را به دست خواهند آورد تا طرز تفکر ضدامپریالیسم آنها نیز به نوبه خود شدت یابد.
به نظر من، علیرغم تمایل احتمال اکثریت سکنه ساحل غربی به پذیرش چیزی کمتر از استقلال کامل با
پیوند با اردن، این موضوع روی خواهد داد. بسیاری از فلسطینیها از ساف خشمگین هستند چون این
سازمان به هدفی دست نیافته بلکه چند دولت عربی را کاملاً از خود رنجانیده است. ولی در اوضاع سیاسی
جاری این حالت روشنگر چیزی نیست. یک اقلیت پر سر و صدا
همیشه سرنخ را به دست دارد، در میان فلسطینیها این اقلیت اگر جبهه ارتدادی نباشد ، همان سازمان
آزادیبخش فلسطین است. این اکثریت نیز امیدوار است تنها قادر به ایجاد یک تأثیر آن هم از نظر تعداد
باشد یعنی بتواند پایگاه ساف را به طور جزئی گسترش بخشیده و به تدریج سیاست آن را در جهت خلاف
عصیان علیه اسرائیل تغییر دهد. پدید آمدن این گونه تغییر آرزوی همه است ، لیکن آنها کنترل شبه نظامیان
را بر مردم فلسطین کاهش نخواهند داد. به طور کلی، این اکثریت مانند بازیچه های استعمار در انقلاب
آمریکایی فاقد کارایی خواهند بود. همان گونه که سام آدامز، پاتریک هنری ، و تام پین صحنه آمریکا را در
یک موقعیت خطیر ٢٠٠ سال قبل به دست گرفتند، افراد کله شق ساف نیز موفق به این کار خواهند شد، و
اگر کسی به حرف آنها گوش نداد، ارتدادیون صحنه را به دست خواهند گرفت. تأسف بار است که
اشخاصی چون هامیلتون یا جفرسون در رده های فرماندهی ساف وجود ندارند، ولی این موضوع حائز
اهمیت چندانی نیست. بیایید خدا را شکر کنیم که عرفات جورج حبش نیست.
معجزه «حاکمیت»
می توان گفت که «حاکمیت» آن چنان فرضیه فراری است که نمی تواند فکر فلسطینیها را به خود
مشغول بدارد. در واقع یک فرضیه بسیار عجیب است. یک دولت حاکمه «یک فرد مختار که حاکمیت خود
را بر تمام اشخاص موجود در مرزهای خود اعمال می کند. آن هم بدون دخالت و کنترل مستقیم یک
نیروی بیگانه» تعریف شده است، ولی بر دولتهای حاکمه موجود در جهان محدودیتهای چندی اعمال شده
که عبارتند از تضمین بی طرفی و محدود ساختن نیروهای نظامی (که اطریش و ژاپن از جمله نمونه های
بارز عصر حاضر می باشند). علاوه براین در مورد تمام کشورهایی که خود را با منشور سازمان ملل مرتبط