اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٢٠ - یک دولت فلسطینی باید تشکیل گردد
ما معتقدیم که فلسطینیها باید در تعیین سرنوشت آتی خود شرکت کنند، ولی معنی آن چه می تواند
باشد. این عین مطالب ایراد شده توسط رئیس جمهور کارتر در آسوان بود که کاخ سفید نیز آن را به دقت در
پایان سفر سادات تکرار نمود. بنابه گزارش، این لحن محافظه کارانه نشانگر تمایل ما به یافتن یک وسیله
مشترک برای مذاکره است و اگر این موضوع صحت داشت باشد، متوجه می شویم که چقدر کورکورانه به
دنبال یک توافق به راه افتاده ایم.
ما از پیدایش موطن فلسطینی حمایت می کنیم. این موضع که اتخاذ آن به اسفند ١٣٥٦ برمی گردد،
شبیه به یک موضع واقعی است، اما ممکن است معانی متعددی داشته باشد. این عنوان به اعلامیه بالغور در
سال ١٢٩٦ اشاره دارد که طی سه دهه پرآشوب منجر به پیدایش کشور و دولت اسرائیل شد ما می گوییم که
«تمامیت» فلسطین را آن طور که طرفین توافق کنند می پذیریم، ولی ترجیح می دهیم که این تمامیت با اردن
مرتبط باشد و چندان مستقل نیز نباشد. هنگام نوشتن این مطلب رئیس جمهور کارتر این رحجان را با
گفتن این موضوع که ما هرگز خواستار تشکیل یک دولت مستقل فلسطین نبوده ایم و قصد نداریم در این
موضع خود تغییری پدید آوریم، تشدید کرده است.
یکی از «تأییدیه های» بعدی رسمی در رابطه با بیانات رئیس جمهور نشان می دهد که او مطلب
جدیدی را عنوان نکرده است، بلکه به وضوح تنفر ابهام آمیزمان را از یک حکومت فلسطین نشان داده
است. حداقل این است، که این سیاست به رسمیت شناخته می شود. ولی، ماهیت «موطن» غیرمستقل
فلسطینیها هنوز هم در پرده ابهام مانده است.
ما اصرار داریم که کسی باید سخنگوی فلسطینیها باشد. مذاکره با نمایندگان ذی صلاح مردم
فلسطین عین مطلبی بود که در بیانیه مشترک رئیس جمهور کارتر و چائوشسکو در تاریخ ٢٤ فروردین
عنوان گردید. ولی ما هنوز هم از پذیرش مهمترین عامل ایفاء کنده این نقش یعنی ساف امتناع می ورزیم. ما
رسما با ساف گفتگو نخواهیم کرد، ولی همیشه علنا اعلام می کنیم که هرگاه آنها قطعنامه های ٢٤٢ و ٣٣٨
شورای امنیت سازمان ملل را به رسمیت بشناسند که همان به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است ما
نیز با آنها وارد مذاکره خواهیم شد. این سیاست کلی قبل از ریاست جمهوری کارتر پدید آمد و به کرات
توسط او و دیگر رهبران دولت مورد تأیید قرار گرفت.این سیاست همیشه با انتقاد شدید نخست وزیر بگین
روبه رو بود، آن هم به خصوص از زمان پیدایش تعریف انعطاف پذیر آن در اواسط سال ١٩٧٧ کارتر در
مرداد ماه گذشته گفت آمریکا با ساف وارد گفتگو خواهد شد حتی اگر تأیید قطعنامه ٢٤٢ و ٣٣٨ را
ضروری بداند و این قطعنامه ها به خاطر اشاره صرف خود به «پناهندگان» تأثیر چندانی نداشته باشند.
ماندل معاون و رئیس جمهور نیز در تلاش اولیه خود برای پدید آوردن این مصالحه در خرداد گذشته گفته
بود که ساف باید «نشان دهد که مایل است» در صلح و صفا با اسرائیل زندگی کند. ولی ساف هنوز هم
شرایط آمریکا را قبول نکرده و یا بنابه دلایل داخلی نمی تواند، این کار را انجام دهد. نتیجه نیز این شد که
همه چیز به حالت تعلیق درآمده و طرفین ناراضی شده اند.
این سرگشتگی مأیوس کننده است، ولی می توان به مشکلات دولت کارتر نیز پی برد. رئیس جمهور
هدفی بسیار جاه طلبانه را در پیش گرفته که در فرض عالی است، لیکن واقعیتها امکان دستیابی به آن را
دشوار می سازد. با کنار گذاشتن سیاست گام به گام و محتاطانه کی سینجر، کارتر به تنهایی درصدد استقرار
صلحی همه جانبه در خاور نزدیک برآمد، وی مانند دیگر سیاستهایش سعی کرد عوامل محدود کننده