اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٧٠ - بخش اول فلسطین (١)
در این اسناد می بینیم که جنایتکاران آمریکایی که بوق و کرنای حقوق بشرشان گوش فلک را کرده
است، چگونه بر اشغال سرزمینهای فلسطینی صحه گذاشته و علنا ظالم را تأیید و مظلوم را به ستم پذیری
فرا می خوانند. در اسناد به نقل از کارتر رئیس جمهور مخلوع آمریکا که سیاست خویش را طرفداری از
حقوق بشر، اعلام کرده بود می بینیم که:
«ما هرگز خواستار تشکیل یک دولت فلسطینی نبوده ایم و قصد نداریم در این موضع خود تغییری پدید
آوریم.»
قاعدتا وضع و حال جنایتکاران جمهوریخواه که قداره را از روبسته اند به راحتی معلوم است. در
سندی دیگر آمریکاییها موضع خود را با وقاحت تمام این گونه اعلام می نمایند و فلسطینیها را به انظلام و
ستم پذیری فرا می خوانند:
«دولت آمریکا از تماس و مذاکره با ساف آن هم تا زمانی که این سازمان موجودیت اسرائیل را به
رسمیت نشناخته قطعنامه های ٢٤٢ و ٣٣٨ سازمان ملل را نپذیرفته است، امتناع می ورزد.»
در پایان این مقدمه، متن قطعنامه های ٢٤٢ و ٣٣٨ آورده شده است که از نظر شما خواهد گذشت.
قطعنامه ٢٤٢ در ٢٢ نوامبر ١٩٦٧ (اول آذرماه ١٣٤٦) یعنی پس از پایان تهاجم صهیونیستی به
سرزمینهای اعراب و اشغال اراضی بیشتر صادر شده است. صدور قطعنامه ٣٣٨ نیز پس از پایان جنگ
رمضان ٧٣ و شکست ارتش صهیونیستی صورت گرفته است که قطعنامه ٣٣٨ نیز موضوع تازه ای نداشته
و عمدتا خواستار اجرای قطعنامه ٢٤٢ شده است. اما نگاهی به مفاد قطعنامه ٢٤٢ می افکنیم تا دریابیم که
اصرار و تلاش آمریکا برای قبولاندن این ظلمنامه به ساف چه بوده است؟
قطعنامه در ابتدا هدفش را تأمین امنیت و آرامش برای هر دولت در منطقه و لزوم تلاش در راه صلحی
عادلانه و پایدار برای تأمین آن امنیت اعلام می دارد. دولتهای عربی منطقه به هر صورت در امنیت زندگی
می کرده اند و باید دید که مخل این امنیت و آرامش چه چیزی بوده است؟ آیا سرطان صهیونیستی با غصب
ظالمانه اراضی به کمک حامیان غربی و شرقی اش این امنیت را برهم نزده است؟ چرا و چگونه است که
شورای امنیت سازمان ملل به جای محکوم کردن عامل ناامنی، تلاش برای تأمین امنیت آن دارد و آن
حمله وحشیانه و تهاجمی ژوئن ٦٧ را محکوم نکرده و با تعبیر بیرنگ و بسیار ملایم «عدم قبول تصرف
اراضی از طریق جنگ» از کنار آن می گذرد؟ قاعدتا وقتی تنظیم کنندگان سیاست شورای امنیت و
تأمین کنندگان سلاح سرطان صهیونیستی یکی باشند جز این نمی توان انتظار داشت؟ با کمک سلاح،
اراضی غصب می شود و مسلمانان به خاک و خون کشیده می شوند و به یاری قطعنامه بر روی این جنایات
سرپوش گذاشته شده و امنیت برای متجاوز تأمین می گردد.
در چند سطر بعدی در قسمت ١ ب ، شورا خواستار شناسایی حاکمیت و تمامیت ارضی و استقلال
سیاسی هر دولت در منطقه می شود و پر واضح است که از این نمد کلاه برای چه کسی ساخته می شود و سر
چه کسی بی کلاه می ماند؟ سپس وقاحت قطعنامه نویسان بیشتر شده و پس از اینکه استقلال سیاسی
متجاوز را تأمین کردند، آن گاه قصد فراهم آوردن صلح در داخل مرزهای امن و شناخته شده را برای وی
می نمایند و بی شرمی را به نهایت می رسانند.
بعد دیگر این بررسی به برخورد قطعنامه با ملت فلسطین مربوط می شود. در قسمت ٢ب، قطعنامه
لزوم مورد «نیل به یک راه حل عادلانه مسئله پناهندگان» را تأیید نموده است و تمام قضیه به همین جا ختم