اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٤٩ - شوروی «شرق تجاوزگر» بخش اول (٢)
پروازهای غیرقانونی روسیه بر فراز اتیوپی
تقریبا در پایان نهار گفتم که از یک چیز دیگر بسیار ناراحت شده ام و آن این است که نمی دانم روسیه بر
سر صلح در شاخ آفریقا چه می خواهد بیاورد. وی گفت که روسیه اصرار دارد که اتیوپیائیها در برابر
تهاجمات سومالیائیها ایستادگی نمایند. گفتم که این هفته ظاهرا هفته خوبی برای روسها نیست چون اول
درباره بیانات وزیر امورخارجه دروغ پردازی کرده اند و حالا هم به طور غیرقانونی بر فراز کشورها پرواز
می کنند تا ابتکارات صلح منطقه از طریق سازمان وحدت آفریقا را به انحراف بکشانند. گفتم نمی دانم این
کارها بر دتانت آمریکا و شوروی در درازمدت چه اثری خواهد داشت. با خاطرنشان ساختن این موضوع
که اینها فقط نظرات شخصی من و بسیاری از افراد دولت من است، گفتم که درباره این پروازها چیز زیادی
نمی دانم ولی بهتر است که او در این باره اطلاعاتی به دست آورد، و به همکارانش نیز اطلاع دهد که
آمریکاییها و احتمالاً کشورهای دیگر خیلی خوشحال نیستند و احتمالاً بد نخواهد بود اگر «روسیه تجاوز
به حریم هوایی یک کشور دیگر را به منظور پیشبرد اهداف توسعه طلبانه خود کنار بگذارد.» کازانکین که
از این جواب من در رابطه با پرچم سرخش خوشش نیامده بود با بی اعتنایی گفت: «خوب، این نظر توست
ولی نظر من کاملاً فرق می کند.» ما بحث را با اظهار نظر من مبنی بر اینکه بهتر است که روسیه نیز حرکات
خود را با احتیاط بیشتر انجام داده و از به هم زدن روند ابتکار صلح سازمان وحدت آفریقا خودداری کند
به پایان بردیم. با کمال تعجب کازانکین در این باره نظری اظهار نکرد.
موضوعات مختلف
در طول صرف نهار، کازانکین از اینکه با اعضای بیشتری از سفارت آمریکا آشنا نیست اظهار
ناراحتی کرد. من گفتم که کارمندان ما در چند شیفت کار می کنند و او فورا درباره ولادیمیر
اسکوترکوورابرت لزارد سؤال کرد. گفتم که آنها اینجا را ترک کرده اند و جایگزین آنها از راه خواهند
رسید. به هنگام صرف نهار قبلی کازانکین مرا به حمام سونای کمیسیون تجاری سفارت روسیه دعوت
کرده بود. من طفره رفته بودم ولی با تکرار این دعوت گفتم که تا پایان دیدار پرزیدنت از اینجا امکان پذیر
نیست. ضمنا نمی دانم هدف از این دعوت به سونا چیست. او با حالت تدافعی گفت: «اگر می ترسی
می توانی یکی از افرادت را نیز با خودت بیاوری.» در جواب گفتم که آیا برای آمدن به رستوران ما در
سفارت آمریکا اجازه گرفته است و اگر بخواهد می تواند یکی از « مأمورین امنیتی خود را همراه بیاورد. »
کازانکین خندید و گفت: «تنها می آیم.» من هم گفتم سال بعد وقتی که او به رستوران ما آمد و غذا خوردیم
من هم به حمام سونای آنها خواهم رفت. او زیر لب گفت که ترتیب این برنامه داده خواهدشد. (اظهارنظر:
کازانکین اصولاً آماده این تندروی از طرف من نبود و حتی برخلاف معمول نتوانست در برابر عملهای من
عکس العملی فوری نشان دهد. در پایان نهار، شدیدا عرق می ریخت (ممکن است زخم معده اش عود کرده
باشد) و فراموش کرد که وعده ای برای نهار دیگر بگذارد که قبلاً همیشه قرار را می گذاشت. کلاً با یک نیمه
لبخند و حالتی حاکی از رنجش و یا خشم توأم با ادب علیه دولت روسیه برخورد می کردم بدون اینکه به
شخص کازانکین توهینی کرده باشم. ولی رفتارم حاکی از این بود که وی یک مقام سیاسی بسیار ضعیفی
است، چون راجع به موضوعاتی که من درباره آنها بحث می کردم، چیزی نمی دانست.
کتاب چهل و هشتم
شوروی «شرق تجاوزگر» بخش اول (٢)