اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤١٣ - پاکستان و ضیاءالحق در پایان حکومت دو ساله
با نهایت بی پروایی از یک سیاست مستقل گسترش تسلیحات هسته ای به قیمت از بین رفتن
مناسبات خود با آمریکا که هنوز هم مهمترین حامی پاکستان به شمار می آید پیروی کرده است.
در نتیجه یک چنین سیاستی بعضی از قسمتهای نیروهای مسلح خود را با اتکاء بر تجهیزاتی که بد
نگهداری شده و اغلب کهنه شده نسبت به خود دلسرد کرده است.
علاوه بر این ممکن است توانایی نیروهای مسلح خود را در انجام وظایف اولیه دفاعی خویش زیان
رسانده باشد و این به علت درگیری نیروهای مسلح در انجام وظیفه حکومت نظامی و پراکنده شدن این
(رو به فساد کشیده شدن) نیروها می باشد(ODPR). در این مورد متوجه شده است که حتی در میان افسران
ارشد ستاد ارتش یک نوع حالت آسودگی خاطر و کوتاهی در گرفتن تصمیم از سوی نیروهای مسلح به
وجود آمده است. همچنین بسیاری از افسران ظاهرا قادر نیستند اقداماتی بسیار ابتدایی بدون بررسی
نزدیک از سوی پرسنل اطلاعاتی به عمل آورند و افسران ارشد نیروی دریایی و هوایی در انجام وظایف
مربوط به حکومت نظامی شرکت ندارند، و ظاهرا این افراد مشمول محدودیتهای حکومت نظامی قرار
نگرفته اند.)
هیچ گونه اثری بر بار سنگین فساد در این جامعه نداشته است و حکومت نظامی پاکستان قشرهای
جدید و شبکه های تازه ای را به بازیگری قدیمی افزوده است که در نتیجه آن به میزان بدبینیهای جامعه ای
که قبلاً نیز دچار این خصیصه بدبینی بوده افزوده است.
نتوانسته است مشکلات موجود سیاسی و مربوط به قانون و نظم عمومی را که به وسیله پیروان
عصبانی و سرخورده نخست وزیر فقید پاکستان به وجود آمده بدون توسل به دستگیریها و بازداشتهای به
مقیاس وسیع، هر چند کوتاه مدت و گاهی نیز با اعمال سانسور مستقیم و اغلب غیرمستقیم و محدود
نمودن آزادی بیان و اجتماعات و احزاب از میان بردارد.
در کوششهای مکرر خود نتوانسته است به نحوی حکومت نظامی را از نظر سیاسی تحت کنترل
درآورد تا قدرت سیاسی و درایت آن افزایش یابد و در صورت از بین رفتن حکومت نظامی فرصتی پیش
آید تا یک رهبریت سیاسی دیگر قدرت را به دست گیرد.
مجازاتهای سنتی خشن از قبیل قطع عضو بدن یا سنگسار کردن و شلاق زدن را به عنوان عواملی در
مسیر اسلامی کردن کشور به کار بسته است. ولی بیش از همه بزرگترین شکست ضیاء در این فهرست، عدم
توانایی وی در فراهم آوردن زمینه برای پیاده شدن خود و همکارانش از پشت ببری است که از سال
١٣٥٦ بر آن سوار بوده اند. ضیاءالحق مورد اعتماد نیست. او اغلب حرفهایی می زند که بعدا آن را تغییر
می دهد. او نتوانسته است سوءظنی را که مردم این کشور به او دارند برطرف کند و سوءظن مردم از این
بابت است که او تمایلی برای رها کردن زمام قدرت ندارد و بسیاری فکر می کنند که او تعمدا صحنه را برای
تعویق مجدد انتخابات فراهم می کند. بسیاری ازپاکستانیها انتظار دارند که او را در پایان سال ١٩٧٩ و
فراتر از آن تا ماه ژوئیه ١٩٨٠ سوار بر مسند قدرت ببینند.
٦ این سوءظن در تجربه ٣٢ ساله خودمختاری پاکستان ریشه دوانده است و در این مدت مشاهده
نشده است که هیچ یک از رهبران پاکستان به میل خود از مقام خود کناره گیری کنند و معمولاً این وضع به
معنای نوعی فرمانروایی خودکامانه یا حکومت نظامی و متکی بر ارتش برای حفظ اوضاع و اداره کشور
بوده است.