اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٩٦ - نظریات روسیه درباره خاورمیانه، شاخ آفریقا و تظاهرات اخیر قم
دولت آموزگار
کازانکان عقیده ام را نسبت به دولت آموزگار سؤال کرد. من نظر او و اینکه چرا می خواهد نظر مرا بداند
سؤال کردم. وی گفت که سفارت (شوروی م) مروری بر امور داخلی ایران دارد ولی به نظر ما هنوز موقع
این کار نرسیده است. انتظار داشتم که وی بگوید که آموزگار عامل امریکاست ولی او اصلاً اشاره ای به این
موضوع ننمود.ج. دی. استمپل
سند شماره (٣٥)
صورت مذاکرهخیلی محرمانه
شرکت کنندگان: ویکتور کازاکف، از سفارت شوروی، تهران رالف بولیس، سفارت امریکا، تهران
زمان و مکان: ٣ آوریل ١٩٧٨ ١٤فروردین ٥٧، چاتانوگا خیابان خردمند
سوابق:
کازاکف جوانی است بسیار جسور، از اعضای سازمان ک.گ.ب که حدود دو یا سه سال است که در
ایران بسر می برد. او سی ساله بوده و با همسرش (که در شوروی معلم زبان آلمانی بود) و یک فرزند
سه ساله در اینجا بسر می برد. او از سال ١٩٥٥ در سازمان خدمات خارجی روسیه به کار مشغول بود تا
اینکه در سن ١٨ سالگی به انستیتو امور بین المللی مسکو پیوست. قبل از اینجا در کابل به کار مشغول بوده
است.
ما در ضیافت نهار ماه مارس کنسولگری با هم آشنا شدیم. در آن موقع، او پیشنهاد کرد که در ایام
نوروز با هم ملاقات کنیم. حدود یک هفته بعد، او به خانه ام تلفن زد (در ساعت ١١ بعدازظهر) و خواست
که قراری برای صرف نهار بگذاریم. ما تاریخ ٢٧مارس در چاتانوگارا قبول کردیم، لیکن در ساعت مقرر
حاضر نشد. دو روز بعد او (از یک تلفن عمومی) با من تماس گرفت و عذرخواهی کرد. ظاهرا تلفنهای
سفارت روسیه از کار افتاده بود و به همین جهت نتوانسته بود مرا از اینکه نمی تواند در نهار شرکت کند،
آگاه سازد. او مصرا عذرخواهی می کرد و بالاخره قرار گذاشتیم که در همان زمان و مکان در سوم آوریل با
یکدیگر ملاقات نماییم.
برای اینکه ثابت کند که خیلی از این سر وقت حاضرنشدن قبلی ناراحت است یک شیشه ودکای
استولیچنایا را که به صورت هدیه بسته بندی کرده بود برایم آورد. علیرغم معروفیتش به حالت تهاجمی،
وی در آن جلسه بسیار متواضع بود و من در اکثر موارد سکان بحث وگفتگو را هدایت می کردم.
ناآرامی در ایران
پس از مقایسه کوتاهی از خدمات خارجی و بحثمسکو و واشنگتن و مشکلات انتصابی دیپلماتها، ما
به صحبت پیرامون ناآرامی در ایران پرداختیم. من از او خواستم تا تحلیلی از این ناآرامیها بدهد، و وی از
توضیحات کتابهای رایج یعنی قیام توده های مظلوم برای به انهدام کشیدن و دورانداختن زنجیرهای
اسارتشان و غیره سخن گفت. من در جواب گفتم که ایران آن طور هم که او تصور می کند محیطی آکنده از
ظلم نیست و درباره دوستان ایرانیم صحبت کردم که به خانه ام می آیند و بالاخره به انتقاد از شاه