اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٨٨ - ترکیه دریچه ای دیگر بر روی جنایتهای آمریکا
که از نیروی زمینی آن به عنوان قویترین نیرو پس از آمریکا در ناتو نام برده می شود، چگونه با رگ و پی به
آمریکا وابسته است و ژنرالهای آن از پشت صحنه به وسیله کارگردانان آمریکایی هدایت می شوند. در
اسناد می خوانیم:
«با اظهار نگرانی از اینکه ممکن است یک اقدام نظامی در افق سیاسی ترکیه صورت گیرد وی (نماینده
حزب جمهوریخواه خلق م) سؤال کرد که آیا حقوق بشر آمریکا برای چنین دولتی که سابقه خوبی در
رعایت حقوق بشر ندارد مشکلاتی فراهم خواهد کرد یا خیر هنگامی که مقام سفارت پاسخ داد که اقدام
نظامی خالی از دردسر نیست و آمریکا نیز از چنین حرکتی حمایت نخواهد کرد، اریلدیز گفت که لازم است
دولت آمریکا این مسئله را مستقیما با رهبریت ارتش ترکیه در میان بگذارد».
با عنایت به اینکه زمان گفتار مربوط به ٢١ سپتامبر ١٩٧٩ (٣٠/٦/٥٨) و کمی از قبل کودتای ١٩٨٠
ترکیه بوده است و در آن زمان حزب حاکم، حزب جمهوریخواه خلق بوده است و شخصی که درخواست
می کند تا آمریکا مسئله کودتای نظامی را مستقیما با رهبریت ارتش ترکیه در میان بگذارد نماینده این
حزب می باشد، عمق وابستگی ارتش ترکیه به آمریکا مشخص می شود. مسئله آنجا دردناکتر می نماید که
دریابیم که نخست وزیر وقت ترکیه هیچ اقتدار و سلطه ای بر ارتش نداشته و با ضعف تمام که وسیله نماینده
حزب از سفارت آمریکا در آنکارا درخواست می کند که جلو ارتش را بگیرد. از سوی دیگر نیرنگ بازی و
حیله گری شیطان بزرگ نیز اینجا آشکار می شود که نماینده سفارت اظهار می دارد که دولت آمریکا از
چنین حرکتی حمایت نخواهد کرد. ولی پس از وقوع کودتای ١٩٨٠ ترکیه و وزارت امور خارجه آمریکا
اعلام می دارد که از وقوع چنین جریانی قبلاً اطلاع داشته است.
در جای دیگر می خوانیم:
«یک افسر دستگاه امنیت ملی ترکیه در اکتبر سال ١٩٧٣ اظهارنظر کرد که... هر چند اجویت ممکن
است خود را یک آلنده ترکیه تصور کند، ولی نظامیان ترکیه مانند نظامیان شیلی نیستند که قبل از اقدام دو
سال انتظار بکشند.»
در سند دیگری می بینیم:
«معذالک اجویت می داند که ارتش قبل از اینکه خود را کنار بکشد باید متقاعد شود که فعالیت
حکومت او ثبات و امنیت کشور را به خطر نخواهد انداخت».
این گفته ها و این اسناد به همراه حمامهای خونی که هر روز در جریان کودتاها در گوشه و کنار جهان
توسط سلاخان کاخ سفید به راه می افتد، همه گواهی است بر آلت دست بودن ژنرالهای ارتشهای وابسته به
استکبار جهانی. هر چند که بودجه این ارتشها و سلاحهای آنها از دسترنج مردم محروم و مستضعف فراهم
می شود، ولی در نهایت فقط و فقط در راه حفظ سلطه آمریکا به کار گرفته می شوند. اما از سویی شاید این
سؤال پیش آید که چه انگیزه هایی باعث سرمایه گذاری وسیع آمریکا جهت وابسته نگهداشتن ارتشها
می شود؟ و این سؤال شاید در مورد ارتشهای منطقه خاورمیانه به نحو بارزتری جلوه کند. عمده ترین دلیل
همان است که اشاره شد و آن استفاده آمریکا از ارتشهای وابسته به عنوان اهرمهای قدرت است. اما این
اهرمهای قدرت در جهات مختلفی به کار گرفته شده و در هر جهت کارآیی جداگانه دارد. یکی از میدانهای
عمل در رابطه با مسائل داخلی کشور قربانی شونده است که آمریکا در همه موارد ارتش را همچون
شمشیری تیز بر سر مردم و دولت گرفته و از آن برای تثبیت منافع و حفظ سلطه استفاده می نماید. اما میدان