اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٢ - تأثیر مدرن سازی بر کویت
هستند، و می توانند با به راه انداختن تبلیغات مدعی مشارکت در موطن عربی باشند که کویت نیز بخش
عظیمی از آن را در اختیار دارد. آنها که هوادار شعارهای بعثی هستند می گویند که جهان عرب فاقد حدود
و ثغور است، و به همین دلیل ثروت عظیم کویت متعلق به همه اعراب است. فلسطینیها می گویند که آرمان
آنها مهمترین آرمان عربی بوده، و به همین جهت ثروت کویت نیز باید در اختیار کسانی قرار گیرد که با
نظامی گری در تلاش برای تحقق بخشیدن به آرمان فلسطین هستند. مصریها که بیش از دیگر اعراب به
جهانی بودن خود معتقدند، علیرغم تغییرات موجود در جامعه ٠٠٠/١٢٠ نفری خود که دارای حدود نیمی
از کارگران و نیمه روشنفکران و تکنوکراتهای معتقد به ایدئولوژی های گوناگون است، معتقدند که کویتیها
افرادی بدوی بوده و نباید برای مصر به عنوان منبع نگرانی و حسادت به حساب آیند. در میان جوامع عربی
کویت نوعی احساس سرزنش دوجانبه وجود دارد. کویتیها تمام جوامع عربی را مانند آسیاییهای غیر
عرب حقیر می شمارند، فلسطینیها معتقدند که خود آنها رنج کشیده تر، تحصیلکرده تر و با تقوی تر از
اعراب بدوی و عقب افتاده ای هستند که در تاریخچه نظامیگری و آوارگی آنها سهیم نیستند، عراقیها
نسبت به قدرت مخرب خودشان اطمینان دارند، می دانند کویتیها آنان را افرادی فاقد ژرف نگری و کوته
فکر به حساب می آورند، و مصریها که به نظر دیگران پست می آیند، خود را برتر می شمارند، چون فراعنه و
ناصر افرادی بزرگ بودند و در جهان عرب ملتی به عظمت ملت مصر پدید نیامده است. و به همین دلیل
دولت کویت در زمینه مهاجرت اعراب کاهش پدید آورده و جهت تأمین نیروی کار مورد نیاز خود به
آسیای جنوبی و خاور دور روی آورده است تا گسترش بیشتر زیربنای ملی را فراهم آورد. اتباع کره
جنوبی بسیار منظم بوده و در مطبوعات چپگرا «ارتشی» بسیار خطرناک به حساب می آیند، لیکن در
انجام کار خود بسیار با کفایت بوده و پروژه ها را به موقع به پایان می رسانند، و مطلقا علاقه ای به امور
درون جهان عرب که بخش اعظم انرژی کار مقامات امنیتی کویت را به خود جذب می کند، نشان نمی دهند
و پس از پایان کار به موطن خود باز می گردند.
باید در مورد این جبهه از مطالب بیشتری مطلع شویم، لیکن نتیجه گیری ما در حال حاضر این است که،
کویت، ٤ایرانیهای مقیم کویت که از حمایت مفروض شیعیان کویتی ایرانی الاصل برخوردارند، در صورت مطرح
شدن اهمیت جهانی انقلاب اسلامی و درخواست خمینی و یا دیگر رهبران برجسته ایرانی از ایرانیهای
مقیم این کشور جهت تغییر دادن نظام حکومت، کویت می توانند به صورت خطری عظیم علیه دولت کویت
درآیند. ولی این مسئله قابل حل است و بهترین رابطهای ما می گویند که اکثر کویتیها و منجمله شیعیان و
افراد ایرانی الاصل (شیعی و سنی) خواستار ثبات بوده و از نیروی مخرب اسلامی در جهت از بین بردن
استبداد کویتی حمایت نخواهند کرد (١٣٥٧ کویت ٦٦٠٤).
مسئله جامعه فلسطینی، که سیاست پیشه گان کویت توجه خود را به آن معطوف داشته اند، مسئله ای
کاملاً متفاوت است، و کاملاً مدعی تصاحب کامل درآمدهای عمرانی کویت بوده و تا زمانی که تضاد
اعراب و اسرائیل ادامه داشته باشد آنها فاقد «ملیتی» اصیل برای بازگشت و یا توسل به آن خواهند بود
(١٣٥٧ کویت ٥٠٢١). خلاصه اینکه، فلسطینیها می توانند کویت را به عنوان کشور خودشان تلقی کرده، و
نمی خواهند از منابع آن بی نصیب بمانند. تا به حال فلسطینیها هیچ علاقه ای در جهت اداره کردن کویت
نشان نداده اند. برای آنها فرق نمی کند که چه کسی وارد مجلس شورای ملی شود، و تا زمانی که حقوقشان
پرداخت شود و مزایا رضایتبخش باشد، آنها به شکوه کردن در مورد بی کشوری خود قناعت کرده، و سعی