اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٢٣ - یک دولت فلسطینی باید تشکیل گردد
انعطاف پذیری (اعراب) نادیده بگیرند.
بنابراین امیدوارم متوجه شویم که باید هر کاری را انجام دهیم تا اسرائیل از موضع شدید و سرسختانه
خود در قبال خطر فلسطین دست بردارد. می دانم که قبلاً نیز ناظران همین موضوع را توصیه کرده اند، ولی
این بار پویایی تلاش جاه طلبانه دولت آمریکا در گروه آن است. ساده تر بگوئیم یا باید اسرائیل دست از
سیاست سرسختانه اش بردارد و یا اینکه روند صلح شکست بخورد، آن هم با نتایج بسیار فاجعه آمیز.
درست است که باید فلسطینیها نیز حرکتی را در پیش گیرند تا بگین نیز مایل به انجام آن شود، ولی به نظر
من تغییر موضع اساسی باید از طرف وی صورت گیرد ما باید این حرکت و چاره را بیابیم و او (بگین م)
نیزآن را به کار خواهد برد.
در رابطه با خودمان، من می گویم بهتر است از ساف مصرانه نخواهیم که از ادعای خود مبنی بر
نابودسازی اسرائیل دست بردارد تا با آن وارد مذاکره شویم. واقعیت این است که سادات از طرف آنها این
کار را کرده است. گرچه به نظر من استدلال علیه این موضع تکرار شده آمریکا بی نتیجه است و با ماندل
موافقم که باید از ساف خواست که «مایل» به دست کشیدن از اسرائیل بشود، ولی ایدئولوژی ساف رسما از
بین نخواهد رفت، مگر آنکه به عنوان یکی از بخشهای راه حل نهائی گنجانده شود. و ارتباط علنی
قطعنامه های ٢٤٢ و ٣٣٨ به تغییر مورد نظر ما در ساف، سبب شده است که ما نتوانیم از ساف انتظار داشته
باشیم که در پیروی از این سیاستها بیانیه ای منتشر سازد، چون همه خواهند گفت که تحت فشار آمریکا این
کار را کرده است. به همین دلیل پیشنهاد می کنم که به ساف کاملاً فهمانده شود که منظورمان از «نمایش»
چیست و قبل از آنکه آن را علنا فاش سازیم منتظر شویم تا خود ساف آن را انجام دهد. در مورد حمایت
ساف از ابتکار سادات چه می گوئید؟ اگر قرار باشد روند صلح ادامه یابد، به هر حال این حمایت نیز باید
نشان داده شود و شاید به طور همزمان. اگر ساف این کار را انجام داد، ما می توانیم چنین نتیجه گیری کنیم
که ساف موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته و می توانیم مذاکره آمریکایی فلسطینی را که از دیرباز
به تأخیر افتاده شروع کنیم. در واقع همین امر سبب می شود که بگین نیز به راحتی کنار بیاید.
تلاش فلسطین برای دستیابی به استقلال
مذاکره با فلسطینیها البته یک امر حاشیه ای است. موفقیت بستگی به حل مسائل عمده دارد. رمز آن
نیز این است که دریابیم فلسطینیها چه می خواهند، چون علیرغم ضعف خود آنها قدرت نپذیرفتن راه حل
را دارند و یکی از طرفین مهم را تشکیل می دهند، که باید ارضا شوند.
من نیز اعتراف می کنم که فلسطینیها تنها به یک منظور به مبارزه برخواسته اند. که همانا دستیابی به یک
کشور مستقل است. ولی اگر فکر کنیم که آنها با چیزی کمتر از استقلال راضی می شوند، اشتباه کرده ایم.
البته فلسطینی که چندان مستقل نباشد نیز از جذابیت قابل ملاحظه ای برخوردار است. تصور پیدایش
یک دولت میانه رو فلسطینی در بهترین، شرایط نیز دشوار است. یک نوع تعصب ضدغربی و رعایت جناح
تندرو گروه جهان سوم از طریق هرگونه رهبریت احتمالی فلسطین سر خواهد زد، حال معنی آن در رابطه با
آراء سازمان ملل و غیره هرچه می خواهد باشد. از طرف دیگر شاه حسین اردنی یکی از تحکیم کنندگان
«مطمئن آراء فلسطین است و به این موضوع این واقعیت را نیز بیفزائیم که زمانی ساحل غربی از آن اردن
بود و بسیاری از فلسطینیها خواستار ارتباط با اردن هستند و ما قبلاً این ایده را پیش بینی کرده ایم.