ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٦ - مقصود
و در موقع تازيانه زدن، سخت بزنيد و از تعطيل حدود الهى بترسيد.
مقصود از دين خدا طاعت خدا و بقولى حكم خداست. مثل:(ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ) (نميشود در حكم شاه برادرش را گرفت: يوسف ٧٦)( وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ): بايد در حال اقامه حد گروهى از مؤمنين- از سه تن به بالا- حاضر باشند و عذاب آنها را مشاهده كنند. برخى گويند:
حد اقل دو نفر و بعضى گويند: يك نفر است. از امام باقر (ع) نيز همين مطلب روايت شده است. چنان كه مىفرمايد:(وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا) (اگر دو مؤمن يا بيشتر با يكديگر بجنگند ... حجرات ٩) پس اين حكم هم براى فرد ثابت است و هم براى جمع.
برخى گفتهاند: حد اقل چهار نفر است. زيرا زنا به شهادت چهار نفر ثابت مىشود.
برخى گفتهاند: عدد معينى ندارد. بلكه موكول به رأى امام است.
فلسفه حضور افراد اين است كه مطلب بين مردم شايع شود و ديگران عبرت گيرند.
(الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ):
در تفسير اين قسمت اختلاف است:
١- مقصود از نكاح عقد است. يعنى مرد زانى فقط مىتواند زن زناكار يا مشرك عقد كند و زن زناكار فقط مىتواند به عقد زناكار يا مشرك در آيد. سبب نزول اين آيه اين است كه مردى از مسلمين از پيامبر اجازه خواست كه با ام مهزول كه زن زناكارى بود ازدواج كند. اين آيه نازل شد. اين قول از ابن عباس و ابن عمر و مجاهد و قتاده و زهرى است و مقصود نهى از ازدواج است، اگر چه بصورت خبر ذكر شده.
مؤيد اين قول روايتى است از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) كه: در زمان پيامبر زنان و مردانى معروف به زنا بودند. خداوند از ازدواج با اين مردان و زنان منع كرد. پس اگر كسى معروف به زنا شد و حد بر او جارى كردند، با او ازدواج نكنيد.
مگر اينكه معلوم شود توبه كرده است.