ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٧ - مقصود
خدا. عثمان گفت: حكم بن ابى العاص. زيرا پيامبر پسر عموى تست و به نفع تو حكم مىكند! قريب به همين مضمون از امام باقر (ع) روايت شده است.
مقصود:
(وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا): مىگويند خدا را به يكتايى و رسولش را به رسالت تصديق مىكنيم و مطيع هستيم.
(ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ): آن گاه گروهى از آنها پس از اقرار به ايمان روى گردان مىشوند.
(وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ): اينان كه ادعاى ايمان مىكنند و از حكم خدا و رسول روى گردانند، ايمان ندارند.
از اين آيه، استفاده ميشود كه اگر كسى به زبان ادعاى ايمان كند، مؤمن نيست.
زيرا اگر مؤمن بود، در اين آيه، نفى ايمان از وى نمىشد.
(وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ):
هنگامى كه بسوى كتاب خدا و حكم و شريعت او و حكم رسولش دعوت مىشوند تا ميان آنها حكم كند، گروهى از آنها اعراض مىكنند. اينكه پس از نام خدا، رسول را ذكر ميكنند، بخاطر اين است كه حكم رسول به امر خداست و حكم خدا و رسول يكى است.
(وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ): اگر بدانند كه آنچه حق است واقع مىشود و با آن مواجه مىشوند، بسوى پيامبر آمده، به سرعت ايمان مىآوردند و تسليم مىشدند. سپس در رد آنها مىفرمايد:
(أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ): آيا اينان در دل خود نسبت به نبوت تو شك دارند و گرفتار نفاقند؟ اين استفهام براى تقرير است. يعنى چنين است. البته چنين بيانى براى نكوهش و توبيخ رساتر است. مقصود اين است كه نبوت تو ظاهر است و احتياجى به شاهد و بينه ندارد. نكوهش بر آنهاست كه گرفتار نفاقند. شاعر مىگويد: