ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٩ - مقصود
هم همين طور روايت شده است. برخى گويند: مقصود آدمهاى عقيمى است كه تمايل جنسى در وجودشان نيست. برخى گويند: مقصود افراد اخته و خواجه است. برخى گويند: مقصود پير مرد است. برخى گويند: مقصود غلام صغير است. (بهر حال آيه شريفه مردى را بيان ميكند كه به علتى تمايل به زن ندارد و همه چيز برايش يكسان است.)( أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ): همچنين در برابر اطفال نابالغى كه شهوت جنسى ندارند و عورت زنان را تميز نميدهند، لازم نيست خود را بپوشند. برخى گفتهاند: يعنى اطفالى كه قدرت مجامعت ندارند.
(وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَ): قبلا زنها پاها را به زمين مىزدند تا صداى خلخال آنها شنيده شود. قرآن كريم آنها را از اين كار نهى كرد.
برخى گويند: مقصود اين است كه پاها را در موقع راه رفتن طورى حركت ندهند كه خلخال آنها آشكار گردد يا صداى خلخال آنها شنيده شود[١].
(وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ): اى مؤمنان، پيش خدا توبه كنيد تا رستگار شويد.
در حديث است كه پيامبر خدا فرمود: اى مردم! پيش خداى خود توبه كنيد، زيرا من روزى صد بار توبه مىكنم.
البته مقصود از توبه، توجه به خداست.
[١]- امام باقر( ع) فرمود: جوانى از انصار در مدينه بزنى برخورد، در آن موقع زنان زيادى روسرى را بر پشت مىانداختند. هم چنان كه زن مىآمد، اين جوان هم شيفته او شده، به او مىنگريست. وقتى كه زن از او گذشت، روى خود را برگردانيد و همينطورى كه مىرفت به تماشاى او پرداخت و سرانجام بدون توجه وارد كوچه تنگى شد و پيشانيش به استخوانى خورد كه در ديوار بود و شكافته شد و خون جارى گشت. پس از آنكه زن پناه شد، متوجه شد كه خون از صورتش جارى است. با همين حال نزد پيامبر خدا آمد. پيامبر پرسيد: اين چيست؟
همين موقع بود كه جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد:(قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ ...)