ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٠ - مقصود
و غير قرآن، مىپذيرند و تصديق ميكنند.
(وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ): و آنها كه بتها را در پرستش شريك خدا نميكنند. زيرا ايمان جز بترك شرك ممكن نيست.
(وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا): و آنها كه زكات و صدقه ميدهند و بقولى كار نيكو ميكنند.
(وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ): حال آنكه دلهاى آنها ترسان است. حسن گويد: مؤمن داراى احسان و ترس و منافق بدكار و ايمن است.
امام صادق (ع) ميفرمايد: مؤمنين مىترسند كه ايمانشان قبول نشود. در روايت ديگرى است كه: مؤمن صدقات خود را با بيم و اميد ميدهد.
(أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ): علت اين است كه آنها يقين دارند كه بازگشتشان بسوى خداست و مىترسند كه اعمال از آنها قبول نشود. زيرا ايمن نيستند از اين كه مبادا قصور و تفريط كرده باشند.
(أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ): اينها كه صفات مذكور را دارا هستند، كسانيند كه بسوى طاعات سبقت ميگيرند. زيرا اشتياق دارند و ميدانند كه پاداش نيكو نصيب آنها خواهد شد.
(وَ هُمْ لَها سابِقُونَ): بخاطر همين طاعات است كه در رفتن به بهشت، بر ديگران سبقت مىگيرند.
كلبى گويد: يعنى در انجام نيكيها بر امتهاى ديگر سبقت ميگيرند. ابن- عباس گويد: در نيكى و تقوى بر امثال خود سبقت ميگيرند.