ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٦ - مقصود
حسنه براى او ثبت ميكند. دليل اين قول روايتى است كه از پيامبر خدا نقل شده است.
فرمود: روز قيامت شخص را مىآورند و مىگويند: گناهان صغيره او را به او عرضه كنيد و گناهان كبيرهاش را از او دور سازيد. به او مىگويند: در فلان روز اين كار را كردى و در فلان روز اين كار را. او اقرار ميكند و در دلش از گناهان كبيره مىترسد.
آن گاه گفته مىشود: بجاى هر بدى كه مرتكب شده، حسنهاى به او بدهيد. مىگويد:
گناهانى كردهام كه در اينجا نمىبينم. راوى ميگويد: ديدم پيامبر خدا اينقدر خنديد كه دندانهايش پيدا شد[١].
(وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً): خداوند پوشنده گناهان بندگان است و برحمت او فضل خويش به آنها انعام ميكند.
[١]- سيئه به فعلى گفته مىشود كه مخالف امر خدا و حسنه به فعلى گفته مىشود كه موافق امر خداست. مثلا آميزش با يك زن، اگر طبق موازين شرعى است، حسنه و اگر مخالف است سيئه و زناست. اشخاص مشرك، پيش از توبه بخاطر خباثت باطنى كه داشتند كارهاى ايشان سيئه بود. پس از آنكه توبه كردند، بواسطه طهارت باطنى اعمالشان حسنه است. پس فعل تابع ذات و صبغه باطنى افراد است. هنگامى كه باطن پاك شد و ذات بوسيله توبه و ايمان و عمل صالح، خباثت خود را از دست داد، چه مانعى دارد كه آثار هم به تبع ذات، پاك و شسته شود؟ زيرا توبه كه اين قدرت را دارد كه نهاد شخص را از خباثت به طهارت تبديل كند و ذات را كه منشأ آثار و افعال است. ديگرگون سازد، اين قدرت را دارد كه آثار را نيز عوض كند و سيئهها را تبديل به حسنات نمايد. روايتى هم كه در متن آمده، مؤيد همين معنى است.