ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٩ - مقصود
خاك و استخوان شديم، زنده مىشويم؟ و ميفرمايد:
(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ): هنگامى كه يكى از اين كفار مشرف بر مرگ مىشود، از خداوند مسألت ميكند كه مرگش به تأخير افتد و بدنيا برگردد.
برخى ميگويند: اينها ابتدا پيش خداوند استغاثه ميكنند. سپس بفرشتگان مىگويند كه آنها را برگردانند بنا بر اين خطاب جمع به فرشتگان است.
برخى ميگويند: خطاب بخداوند است و عادت عرب اين است كه براى تعظيم مفرد را بجمع خطاب كند. مثل اينكه زن فرعون به فرعون ميگويد:(قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ) (نور چشم من و تو. او را نكشيد: قصص ٩) نضر بن شميل ميگويد: اين مطلب را از خليل پرسيدند. قدرى فكر كرد و گفت:
از چيزى سؤال ميكنيد كه درست نميدانم. مردم او را تحسين كردند.
(لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ): اگر بدنيا برگردم، حق خدا را در اموالم ادا خواهم كرد. پس آنچه ترك شده، اموال است. برخى گويند: يعنى در دنيا عمل صالح انجام ميدهم. پس آنچه ترك شده، دنياست. برخى گويند: يعنى كارهايى را كه تضييع و ترك كردهام، انجام ميدهم.
امام صادق (ع) فرمود: اين جمله در مورد تارك زكات است كه وقت مرگ تقاضاى بازگشت ميكند.
اكنون در پاسخ سؤال او مىفرمايد:
(كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها): نه چنين است. ديگر بدنيا بر نميگردد. اين حرفى است كه او مىزند و فايدهاى ندارد. برخى گويند: يعنى اين سخن را بزبان ميگويد.
ولى عمل نميكند. مثل:(وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ) (اگر باز گردانده شوند، بر- ميگردند به آنچه از آن نهى شدهاند: انعام ٢٨) و فتح بن يزيد جرجانى ميگويد: از امام رضا (ع) پرسيدم: فدايت شوم، آيا خدا ميداند كه چيزى كه نبوده است اگر بود، چگونه بود؟