ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤ - شأن نزول
در دلشان مرض است و سنگدلند و ستمكاران در مخالفتى دور (از حقند) و تا آنها كه داراى علم شدهاند، بدانند كه قرآن حق و از جانب خداى تست و بر ايمانشان افزوده شود و دلهايشان براى قرآن خاشع گردد و خداوند مؤمنان را براه راست رهنماست.
و مردم كافر همواره در باره قرآن در ترديدند تا ناگهان، قيامت آنها را در رسد يا عذاب روزى بيمانند (يا بىپايان) آنها را در گيرد.
شأن نزول:
از ابن عباس و ديگران روايت شده است كه چون پيامبر خدا سوره «النجم» تلاوت كرد و به اين آيه رسيد:(أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى) شيطان در تلاوت رسول اكرم، اين جمله را القاء كرد: «تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترجى» (اينها نيكو رويانى بلند مقامند كه به شفاعتشان اميد است) با اين القاء شيطانى، مشركين شادى كردند و همين كه رسول خدا به آيه سجده رسيد، هم مسلمين و هم مشركين سجده كردند.
اين روايت، اگر صحيح باشد، محمول است بر اينكه رسول خدا مشغول قرائت قرآن بود، همين كه به اينجا رسيد و اسامى خدايان ايشان را ياد كرد (لات و عزى و منات) بعضى از مشركين- از آنجا كه ميدانستند عادت پيامبر، عيبجويى از خدايان است- پيشدستى كرده، گفتند، «تلك الغرانيق ...» و اين جمله با تلاوت پيامبر خدا آميخته شد و سايرين تصور كردند كه اينهم از قرآن و مقدمه آشتى و سازش پيامبر با شرك است.
بدينجهت است كه خداوند متعال در اين آيه با ذكر جمله «القى الشيطان ...» القاء را به شيطان نسبت ميدهد. زيرا اين القاء و اغواء و وسوسه او صورت گرفته است.
اين تأويل را سيد مرتضى در كتاب تنزيه ذكر فرموده و «ناصر للحق» كه از پيشوايان مذهب زيدى است، بهمين وجه اعتماد كرده و وجه نيكويى است.