ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٥ - شأن نزول
هباء: غبار كه قابل گرفتن نيست.
فلان: كنايه از مرد و «فلانه» كنايه از زن و چون بحيوان گفته شود، الف و لام بر سرش در آيد.
اعراب:
(يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ): عامل «يوم» معنى «لا بشرى يومئذ للمجرمين» زيرا دلالت بر «يحزنون» دارد. «يومئذ» تأكيد يوم ...
حجرا: مفعول دوم براى فعل مقدر. يعنى «جعل اللَّه عليكم الجنة حجراً محجورا».
(يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ): عامل «يومئذ» كلمه «خير» است.
(يَوْمَ تَشَقَّقُ): عامل «يوم» محذوف است.
(الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ): كلمه «يومئذ» متعلق به «الملك» است و «الحق» صفت «الملك» است. و «للرحمان» خبر «الملك» است.
(يَوْمَ يَعَضُ): كلمه «يوم» منصوب به فعل محذوف يا عطف به ما قبل است.
يقول: حال.
(يا لَيْتَنِي): منادى محذوف است. يعنى «يا صاحبى».
(يا وَيْلَتى): منادى مضاف به ياء متكلم بوده است.
شأن نزول:
ابن عباس گويد:(يَوْمَ يَعَضُّ ...) در باره عقبة بن ابى معيط و ابى بن خلف نازل شده است كه با يكديگر دوست بودند.
جريان از اينقرار است كه عقبه هر گاه از سفر مىآمد، اشراف قوم را به مهمانى مىطلبيد و با پيامبر اسلام زياد مجالست داشت. روزى از سفر برگشت و طعامى ترتيب داد و پيامبر خدا را با جمعى به طعام خويش دعوت كرد. هنگامى كه طعام حاضر شد پيامبر فرمود: طعام ترا نميخورم. مگر اينكه به يگانگى خدا و رسالت پيامبرش گواهى دهى. عقبه شهادتين بر زبان جارى كرد. اين خبر به ابى رسيد. به عقبه گفت: