ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٧ - مقصود
|
حلفت فلم اترك لنفسى ريبة |
و هل يأثمن ذو امة و هو طائع |
|
سوگند ياد كرده و براى خود ترديدى باقى نگذاشتهام. آيا شخص ديندار و مطيع، گناه ميكند؟
برخى گويند: يعنى جماعت شما و جماعت قبل از شما همه يكى بوده، بندگان خدا هستيد.
(وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ): من خداى شمايم پس از من بپرهيزيد.
(فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً): اما مردم در دين خود متفرق شدند و هر دستهاى به كتابى گرويدند و ساير كتب را تكذيب كردند. چنان كه يهود به انجيل و قرآن كافر شدند و مسيحيان بقرآن.
برخى گويند: يعنى كتابهايى ساختند و به آنها براى اثبات مذهب خود استدلال كردند.
اين معنى بنا بر اين است كه «زبُر» و جمع زبور باشد. اما بنا بر قرائت ابن عامر «زبَر»، جمع «زُبره» يعنى بصورت دستههاى مختلف و فرقههاى گوناگون در آمدند.
(كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ): هر حزب و دستهاى بدين خود خشنود است و خود را بر حق مىپندارد.
اكنون پيامبر گرامى اسلام را مخاطب ساخته، مىفرمايد:
(فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ): آنها را در جهل و گمراهى خودشان رها كن تا مرگ يا عذابشان فرا رسد.
(أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ): آيا اين كافران گمان ميكنند كه مال و اولاد فراوانى كه به آنها دادهايم، بخاطر پاداش و ثواب و خشنودى خود و لياقت آنها دادهايم؟ چنين نيست. منظور ما اين است كه آنها را مهلت دهيم و سرانجام آنها را گرفتار كيفر سازيم.
نظير اين آيه، آيه ديگرى است كه مىگويد:(فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ)