ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦١ - مقصود
روند. بگو سوگند ياد نكنيد. طاعتى است معروف. خدا به كردارتان داناست. بگو خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را اطاعت كنيد و اگر روى گردان شوند، بر اوست آنچه بدان تكليف شده و بر شماست آنچه بدان تكليف شدهايد و اگر او را اطاعت كنيد، هدايت مىشويد و نيست بر پيامبر مگر اعلام آشكار. خداوند كسانى از شما را كه ايمان آورده و عمل صالح مىكنند وعده كرده كه همانطورى كه پيشينيان را خليفه كرد، آنها را در روى زمين خليفه كند و دينشان را كه براى ايشان پسنديده است، براى آنها تمكين بخشد و پس از ترس آنها را ايمنى بخشد كه مرا بپرستند و چيزى را شريك من نسازند و كسى كه بعد از آن كافر شود، فاسق است.
قرائت:
استخلف: ابو بكر بضم تاء و ديگران بفتح خواندهاند.
ليبدلنهم: ابن كثير و ابو بكر و يعقوب و سهل به باب افعال و ديگران به باب تفعيل خواندهاند. تبديل تغيير حال و ابدال، چيزى را بجاى چيزى گذاشتن است.
اعراب:
(جَهْدَ أَيْمانِهِمْ): فعل محذوف و مصدر جانشين اسم فاعل و حال است.
(طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ): مبتداست و خبر آن حذف شده. يعنى: افضل لكم.
يعبدوننى: جمله مستأنفه يا حال.
مقصود:
به پيامبر خدا مىگفتند كه: سوگند بخدا، اگر ما را امر به خروج و شركت در ميدان جنگ كنى، ترا اطاعت ميكنيم. لذا مىفرمايد:
(وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ): آنها غليظترين سوگندها ياد كردند كه اگر ما را امر كنى كه به جنگ برويم، مىرويم، به آنها بگو: قسم نخوريد. اطاعت پيامبر، از روى اخلاص و صدق، بهتر است از قسمى كه تصديق آن نكنيد.
(إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ): خداوند بكردار شما آگاه است و اگر بزبان