ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨ - مقصود
اين آيه نشان ميدهد كه عقيده نظام كه انسان را همان روح ميداند و عقيده معمر كه انسان را چيزى غير قابل تقسيم و غير مادى ميداند، باطل است.
(وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ): بالاى سر شما هفت آسمان آفريدهايم.
هر آسمان يك طريق است. علت اينكه: آسمان را طريق گرفته، اين است كه آسمانها بيكديگر راه دارند و يكى پس از ديگرى، روى يكديگر قرار دارند.
برخى گفتهاند: علت اينكه به آسمانها طريق گفته شده اين است كه راه عبور ملائكه است. برخى گفتهاند: منظور از طريق طبقه است. برخى هم گفتهاند: ميان هر آسمان پانصد سال راه است.
(وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ): ما از حال خلق غافل نيستيم. زيرا هفت آسمان بر سر آنها بنا كرديم و خورشيد و ماه و ستارگان را بر سر آنها بر افروختيم.
برخى گويند: يعنى آنها را بيهود نيافريدهايم. بلكه آنها را از روى علم آفريدهايم و بكارها و حالات آنها آگاهيم.
اين آيه دلالت دارد بر اينكه خداوند بهمه چيز داناست. بعلاوه اين آيه انسان را از گناه منع و بطاعت ترغيب ميكند.
(وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ): ما از آسمان، باندازه نياز و لزوم باران نازل ميكنيم. نه زياد كه موجب فساد شود و نه كم كه باعث هلاك گردد. بلكه به اندازه مصلحت.
(فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ): زمين را محل سكونت آب قرار داديم و آب را در زمين گرد آورديم تا مورد استفاده قرار گيرد. مقصود نهرها و چاههاست كه خداوند آب را در آنها قرار ميدهد تا مردم در فصل تابستان كه بارندگى نيست، از آن استفاده كنند.
برخى گويند: مقصود اين است كه در زمين چشمهها قرار دادهايم.
ابن عباس از پيامبر ٦ روايت كرده است كه: خداوند پنج نهر از بهشت جارى كرده است: سيحون كه درياى هند است و جيحون كه درياى بلخ است و دجله و فرات كه هر دو در عراقند و نيل كه در مصر است. اينها را خداوند از يك چشمه نازل كرد و در زمين جارى ساخت. و منافع بسيارى براى مردم در آنها قرار داد. چنان كه ميفرمايد: