ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٢ - مقصود
(أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ): پاكان از آنچه مىگويند، منزهند. فراء گويد: منظور عايشه و صفوان است. (در جمع جانب مذكر تغليب شده است)( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ): اين زنان و مردان پاك، گناهانشان از جانب خداوند آمرزيده مىشود و در بهشت از روزى ارزنده او استفاده ميكنند.
اكنون مؤمنين را مخاطب ساخته، مىفرمايد:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا):
اى مردم مؤمن داخل خانههاى ديگران نشويد، مگر اينكه اجازه بگيريد.
برخى گويند: يعنى آشنايى بدهيد و خود را معرفى كنيد.
ابو ايوب انصارى گويد: پرسيدم يا رسول اللَّه، مقصود از استيناس چيست؟
فرمود: اينكه انسان تسبيح و حمد و تكبير بگويد و تنحنح كند كه اهل خانه متوجه او شوند.
سهل بن سعد گويد: مردى در يكى از حجرههاى رسول خدا نگاه كرد. حضرت در حالى كه ابزارى در دست داشت و سر را اصلاح ميكرد، فرمود: اگر ميدانستم نگاه ميكنى، اين را به چشمت مىزدم. تنها در موقع نگاه كردن، بايد اجازه گرفت.
در روايت است كه مردى خدمت پيامبر عرض كرد: از مادرم هم اجازه بگيرم؟
فرمود: آرى. گفت: او بجز من خادمى ندارد. آيا بايد از او اجازه بگيرم؟ فرمود:
آيا ميل دارى او را عريان ببينى؟ مرد جواب داد: نه. فرمود: پس اجازه بگير.
(وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها): و مگر اينكه سلام كنيد. برخى گفتهاند: در اينجا تقديم و تأخير است. يعنى داخل نشويد مگر اينكه سلام كنيد و اجازه بگيريد. اگر اجازه داده شد، داخل شويد. برخى گويند: يعنى داخل نشويد مگر اينكه بوسيله سلام اجازه بگيريد.
در روايت است كه مردى بوسيله تنحنح از پيامبر خدا اجازه خواست. حضرت به زنى كه نامش روضه بود، فرمود: برخيز و به او ياد بده كه بگويد: السلام عليكم.
داخل شوم؟ آن مرد شنيد و همين كار را كرد.