ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٤ - مقصود
(وَ لا يَتَساءَلُونَ): در آن روز از حال و سرگذشت يكديگر سؤال نميكنند، حال آنكه در دنيا سؤال ميكردند.
برخى گويند: يعنى كسى از كسى تقاضا نميكند كه بار گناه را از دوشش بردارد.
ميان اين آيه و آيه:(فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ) (در آن روز بيكديگر روى آورده، از يكديگر پرسش ميكنند: صافات ٥٠) منافاتى نيست. زيرا قيامت داراى حالات و مواقفى است. در بعضى از حالات، آن چنان بخود مشغولند كه از يكديگر سؤال نميكنند و در برخى از حالات چنين نيست.
برخى گويند: تنها در وقت وارد شدن در بهشت است كه سؤال ميكنند و بنا بر اين فقط آن دسته كه اهل بهشتند، سؤال ميكنند. بخاطر اينكه دچار ترس نشدهاند.
(فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ): آنها كه ميزانهايشان بوسيله طاعات سنگينى مىكند، اهل نجات و رستگارند.
(وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ):
و آنها كه ميزانهايشان از طاعات سبك است، بخود ضرر زده، عبوس و گرفته، گرفتار جهنمند.
(تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِيها كالِحُونَ): در حالى كه ميرسد بچهرههاى دوزخيان (شعله) آتش و ايشان در آنجا لبهاشان جمع شود و دندانهايشان پديد آيد.
برخى گويند: يعنى مثل اينكه سرهاى ايشان پخته شده باشد، لبها جمع شده و دندانها آشكار گشته است.
(أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ): آيا قرآن من و ديگر دلائل روشن و آشكار در دنيا براى شما خوانده نميشد؟
(فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ): و شما آنها را تكذيب مىكرديد.
(قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا): گويند: خدايا بدبختى و زيانكارى دامنگير ما شده بود و گرفتار گناهانى شديم كه نتيجهاى جز بدبختى نداشتند.
(وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ): و مردمى بوديم دور و منحرف از حق و حقيقت.