پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٧ - كنترل غريزه جنسى
وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ؛[١] و همسرانى را كه پروردگارتان براى شما آفريده است رها مىكنيد؟! [به واقع ]شما قوم تجاوزگرى هستيد!
در اين آيه آمده است: «ما خَلَقَ لَكُم»؛ يعنى همسران، زوجها و جنس مخالف شما را براى شما آفريدهاند؛ بنابراين، گرايش مرد به مرد، و زن به زن برخلاف آفرينش الاهى است. در آيه ٨٠ و ٨١ سوره اعراف، از اين عمل به «فاحِشَة» و «اسراف» ياد مىشود.[٢]
ب. محدوديت اجتماعى: آنچه در ارضاى خواستهها و تمايلها، منشأ ارزشِ منفى مىشود، تزاحمى است كه با بعضى از خواستههاى ديگر مىيابد، و با ارزيابى و كسر و انكسارِ اين خواستهها، حدّ و مرز هريك از غرايز روشن خواهد شد.
در بعضى از موارد، انسان از طريق ادراكهاى عادى و عقلايى خود مىتواند آن را كشف كند و مرز هريك از آنها را بشناسد؛ ولى در بيشتر موارد به لحاظ آنكه احاطهاى بر موارد تزاحم و تأثير سوء آن نداريم نمىتوانيم مواردش را به دقّت تعيين كنيم و اينجا است كه وحى، نقش تعيينكننده خود را ايفا مىكند؛ ولى به هرحال، منشأ اصلى، همان تزاحمها است.
مصالح اجتماعى انسان اقتضا دارد كه زندگى وى به صورت خانوادهاى و در قالب ازدواج باشد. روابط زن و مرد بايد تحت كنترل و معيارهاى خاصّى قرار گيرد و همسر انسان نيز بايد جنبه اختصاصى داشته باشد كه در اين صورت، سبب مصالح متعدّد و نفىِ زيانهاى بزرگى خواهد بود.
از جمله مصالح اجتماعى آن است كه بايد با تشكيل خانواده، نسل انسان حفظ شود؛ سپس بسيارى از مسائل اجتماعى و حقوقى مانند ارث، انفاق، تربيت و ديگر مسؤوليتهايى كه پدر و مادر در برابر فرزند خويش دارند يا مهريّه، نفقه، تمتّع، اطاعت و مسؤوليتهايى كه هريك از دو همسر برابر يكديگر دارند، بر تشكيل خانواده و حفظ نسل بار خواهد شد. لازم است همه اين مسؤوليتها به دقّت رعايت شود تا جامعه، جامعهاى انسانى باشد و زمينه رشد عواطف، فضايل انسانى، عشق، ايثار و پاكى در آن فراهم شود و متقابلا زمينههاى رشدِ فساد و تباهى و بيمارىهاى جسمى و روانى و نابودى عواطف انسانى و سقوط در زندگى حيوانى از
[١] شعراء (٢٦)، ١٦٦. [٢] همچنين ر.ك: نمل (٢٧)، ٥٥.