پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٣ - ضرورت اطاعت از حاكم يكى از دو ركن حكومت
اختلاف فتاواى مراجع معلوم مىشود بعضى از آنان دچار خطاى در فتوا شدهاند، ولى با اين حال هيچ كس اندك ترديدى در وجوب تقليد از مراجع ندارد.
حال به سؤال مورد نظر خود بپردازيم. آيا احتمال خطا در ولى فقيه، موجب عدم اطاعت از او مىشود؟
ضرورت اطاعت از حاكم يكى از دو ركن حكومت
شكى نيست كه هر جامعهاى نيازمند حكومت است و قوام حكومت به دو امر است. يكى حق حاكميت، يعنى كسانى حق داشته باشند دستور بدهند و فرمان صادر كنند؛ و ديگرى ضرورت اطاعت و فرمانبردارى. اگر يكى از اين دو تحقق نيابد، حكومتى به وجود نمىآيد. حال اگر احتمال خطا، مجوّز سرپيچى از دستور حاكم باشد، چون اين احتمال هيچگاه منتفى نيست، اطاعت از حاكم هيچگاه تحقق نخواهد يافت و يك ركن حكومت محقق نخواهد شد، پس حكومت از بين خواهد رفت.
اگر به روش خردمندان در زندگى توجه كنيم، مىيابيم آنان در مواردى اطاعت را ضرورى مىدانند، گرچه دستور دهنده را معصوم نمىدانند. فرض كنيد فرماندهى در جنگ به سربازان خود دستورى بدهد؛ اگر سربازان بخواهند به استناد اينكه احتمال دارد فرمانده خطا كند، از دستورش سرپيچى نمايند، آيا كار جنگ سامان خواهد گرفت؟ آيا اقدام و حركتى صورت مىگيرد؟ آيا شكست اين گروه حتمى نيست؟ پس تبعيت نكردن چنان زيانى دارد كه با ضرر ناشى از پيروى از دستور اشتباه قابل مقايسه نيست. به عبارت ديگر اطاعت از فرمانده چنان منافعى دارد كه با ضرر اندك ناشى از پيروى يك مورد دستور اشتباه قابل مقايسه نيست. همچنين زمانى كه به پزشك متخصص مراجعه مىكنيد، آيا احتمال خطا در تشخيص او مىدهيد؟ با وجود چنين احتمالى از مراجعه به پزشك چشم نمىپوشيد.
اطاعت نكردن از حاكم موجب هرج و مرج و اختلال نظام جامعه مىگردد. ضرر ناشى از اين هرج و مرج بسيار بيشتر از ضررى است كه گاه در اثر اطاعت از يك دستور اشتباه به جامعه وارد مىشود.
در تمام موارد مذكور روش خردمندان اعتنا نكردن به احتمالات ضعيف به هنگام عمل است. حال اگر به خصوصيات ولى فقيه توجه كنيم و در نظر داشته باشيم كه حاكم اسلامى