پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤ - دليل ناسازگارى دموكراسى غربى با اسلام
معناى مورد قبول از دموكراسى
اگر منظور از دموكراسى اين باشد كه مردم در چارچوب احكام الهى و قوانين شرعى در سرنوشت خود مؤثر باشند، چنين تعبيرى با دين مخالفت ندارد. در قانون اساسى اين معنا ـ بروشنى ـ تأييد شده و مقصود امام امت كه فرمودند: ميزان رأى مردم است، بدون ترديد همين بوده است؛ نه آنكه هر چه مردم خواستند ـ حتّى اگر مخالفت حكم خدا باشد ـ ارزش و اعتبار دارد. ميزان، رأى مردم است تا زمانى كه از قوانين الهى خارج نشود و با مبانى شرع مخالفتى نداشته باشد؛ در غير اين صورت، رأى مردم ارزشى ندارد.
آيه شريفه «وَاَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ»[١] به اين معنا نيست كه مردم در همه چيز مىتوانند نظر بدهند و حلال و حرام خدا را با شور و گفتگو تغيير دهند؛ بلكه طبق آيه شريفه «وَما كانَ لِمُؤْمِن وَلامُؤْمِنَة اِذا قَضى اللّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً اَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ اَمْرِهِمْ»[٢] در احكامى كه از سوى خدا و پيغمبر صادر شده است، مؤمنان هيچ اختيارى در دخل و تصرف ندارند.
[١] شورى: ٣٨؛ مؤمنان كارشان را با مشورت يكديگر انجام مىدهند. [٢] احزاب: ٣٦؛ هيچ مرد وزن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، با آن مخالفت نمايد.